نَهَانِى ابْنُ الرَّسُولِ عَنِ الْمُدَامِ * و ادَّبَنِى بَآدَابِ الْكِرَامِ وَ قال لِيَ اصْطَبِرْ عَنْهَا وَدَعْهَا * فَخَوْفُ الله لَا خَوْفَ الانَامِ وَ كَيْفَ تُبَعِّدُنِي عَنْهَا و حُبّي * لَهَا حُبُّ تَمَكَّنَ فِى الْعِظامِ ارَى طِيبَ الحَلالِ عَلَىَّ خُبْثاً * وَطِيْبُ النَّفْسِ في خُبْثٍ الْحَرَامِ و نام الداعى محمّد بن زيد بن محمد بن اسماعيل بن الحسن بن زيد بن على بن ابى طالب است و برادر او حسن بن زيد را ايضا الداعى نام بوده است و او را بدان خواندهاند ديگر از سادات حسينيّه كه بقم آمدهاند ششدىاند و نام [ او ] حسين بن محمد است از رى بقم آمد و اعقاب او بقم هستند و نسب او جايى نديدم و نخواندم . سادات حسينيه اوّل كسى از سادات حسينيّه كه بقم آمد ابو الحسن [1] الحسين بن الحسين بن جعفر بن محمّد بن اسماعيل بن جعفر صادق عليه السّلام بود چون ابو الحسن [ 1 ] به شهر قم آمد و حق سبحانه و تعالى او را پسرى داد ابو الحسن على نام و از على بن الحسين [2] ابو عبد الله الحسين در وجود آمد و از عبد الله الحسين بن على [3] و از مشايخ قم روايتست كه ابو الحسن [ 1 ] شرب آشكارا كردى روزى قصد سراى احمد بن اسحق اشعرى كرد بسبب حاجتى كه او را بود و احمد بقم وكيل وقف بود چون ابو الحسن [ 1 ] بنزديك سراى احمد رسيد احمد او را بارنداد و او را از صحبت خود منع كرد ابو الحسن [ 1 ] ملول و غمگين با منزل خود مراجعت كرد بعد از آن احمد بن اسحق قصد خانه كعبه كرد چون بسرّ من راى رسيد خواست كه به حضرت حسن بن على عسكرى عليه السّلام رود و او را زيارت كند چون برسيد دستورى خواست امام او را اجازت دخول نداد و او را از زيارت و صحبت خود منع كرد و بار نداد پس احمد متحيّر شد و در ماند و نميدانست كه بچه سبب او را از صحبت و زيارت خود منع مىكند احمد بسيارى سر بر آستانه آن حضرت نهاد و بسيارى
[1] - مانند اين است كه كلمهء حذف شده چه از ابو الحسن على بن الحسين ابو عبد الله حسين بوجود آمده ، در متن ( از عبد الله الحسين بن علي ) گذارده شده كه بايد اينطور باشد ، ( از ابو عبد الله الحسين بن على ) . [2] - در اصل ابو الجن ضبط شده است ، [3] - بايد على بن الحسين باشد چه ابو الحسن نامش حسين در فوق ضبط گرديده و پسرش ابو الحسن على بن الحسين مىشود ،