نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 359
محمود بنفس خويش آنجا شد . و بكوه فشلنگ [1] حربى صعب كردند و بسيار مسلمان كشته و اسير ماندند . و خواجه بو العباس خليلى رحمه الله زان اسيران يكى بود ، باز رهائى يافت . آمدن پسر بهاء الدّوله بسيستان چون سال سنهء اربع و اربعمائه [ بود ] امير اميران ابو الفوارس پسر بهاء الدوله بسيستان آمد و اندر سراى بادار [2] بو جعفر قوسى فرود آمد ، و بهاء الدوله پسر عضد الدّوله فنا خسرو [3] بود ، و از سيستان به حضرت سلطان محمود شد و او را
[1] پشلنك بضم اول و فتح لام قلعتى را گويند كه بر قلهء كوهى واقع شده باشد ( برهان ) و اين پشلنگ و فشلنگ يكى از قلاع معتبرهء غور است كه در تخوم زمين داور واقع شده و اصطخرى گويد : « و بلاد الداور اقليم خصب و هو ثغر للغور و بغنين و خلج و بشلنك [ بكسر با و فتح لام ] و خواش . . . » ( ص 245 ) و همو در باب غور گويد : « اما الغور فانها دار كفر و انما ذكرناه فى الإسلام لان به مسلمين و هى جبال عامرة ذات عيون و بساتين و انهار . . . و يحتف بالغور عمل هراة الى فره و من فره الى بلدى داور و من بلدى داور الى رباط كروان و من رباط كروان الى غرج الشار و منها الى هراة . . . » ( ص 272 ) و امروز مملكت غور مجموعا جزء خاك افغانستان واقعست . فرخى در باب حصار طاق و ارك زرنك و حصار فشلنك گويد : آنكه بر كند بيك حمله در قلعهء طاق * و آنكه بگشاد بيك تير در ارگ زرنگ آنكه زير سم اسبان سپه خرد بسود * بزمانى در و ديوار حصار پشلنگ ( نسخهء خطى نگارنده ص 174 ) و عجبست كه عتبى در تاريخ خود اشاره بخسرانى كه مطابق اين تاريخ درين جنگ بلشكر سلطان محمود وارد آمده است ننموده و ابن اثير هم به دو اقتفا كرده و همچنين ذكرى از حصار پشلنگ كه اين تاريخ و شعر فرخى شاهد آنست نمىكند و ابن اثير نام قلعهء آهنگران را كه از قلاع عمدهء غور است ميبرد و اين جنگ را در 401 ميداند ( كامل ج 9 ص 76 ) . [2] بادار - لقبى بوده كه غالبا دهقانان را ميخواندهاند و امروز هم در قاينات و افغانستان متداولست [3] عضد الدوله فنا خسرو ملقب بشاهنشاه و مكنى به ابى شجاع پسر ركن الدوله حسن بن بويه است قبرش در نجف است و فنا خسرو را برخى بتشديد نون آوردهاند و بعض ديگر خاصه ايرانيان به سكون نون ذكر كردهاند .
359
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 359