responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 316


بيابان كرمان بر گرفت ، مردمان گفتند مگر سوى كفجان [1] خواهد شد ، هيچ كس را خبر نبود تا شبيخون كرد برى و ماكان را بگرفت و بسيستان آورد ، و خزينه و مال او برگرفت و هزار اسب تازى و پانصد شتر آورد ، و اينجا ازو هزار هزار درم [ بگرفت ] پس بنواخت و بگذاشت و مهمان كرد [ باز ] بمستى برو خويشتن متغيّر گردانيد [ و ] بفرمود تا ريشش بستردند ، ديگر عذرها بسيار خواست و نيكو همى داشت تا باز ريشش بر آمد ، آنگاه خلعت داد [ و ] باز گردانيد .
حديث نصر بن احمد با امير بو جعفر اين خبر بمجلس امير خراسان بگفتند ، او را عجب آمد از همّت و مروّت و شجاعت او ، و ماكان را دشمن داشتى امير خراسان ، يك روز شراب همى خورد ، گفت همه نعمتى ما را هست اما بايستى كه امير با جعفر را بديدى [2] اكنون كه نيست بارى ياد او [3] گيريم ، و همه مهتران خراسان حاضر بودند ، ياد وى گرفت و بخورد و همه بزرگان خراسان نوش كردند ، آنگاه كه سيكى [4] به دو رسيد جام سيكى سر مهر كرد و ده پاره ياقوت سرخ و ده تخت [5] جامهء بيش بها و ده غلام و ده كنيزك ترك همه با حلى و حلل و اسبان و كمرها ، نزديك وى فرستاد بسيستان ، و رودكى اين شعر اندرين معنى بگفته بود ،



[1] كفچ بضم اوّل طايفه‌اى بوده‌اند در بلوچستان كه عرب قفص گويد و به فارسى كوچ هم گويند .
[2] ظ : بديديمى .
[3] در اصل « يارى يادو » بود .
[4] سيكى كه مركب كلمهء « سه يكى » است ، بمعنى شراب جوشيده و ثلثان شده است كه سه يك از آن پس از جوشيدن باقيماند - و آن را جوشيده هم ميگفته‌اند چنان كه بناصر خسرو منسوب است كه گويد : بو حنيفه به ازين گويد در باب شراب * كه ز جوشيده بخور تا نبود بر تو حرام و منوچهرى در سيكى گويد : ما سه يكى خوار نيك تازه رخ و صلحجوى * تو سيكى خوار بد جنك كن و ترشروى
[5] تخت جامه ، بمعنى طاقه و توب است .

316

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 316
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست