responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 315


مشغول بودى و ببخشيدن و داد و دهش ، و مردمان جهان اندر روزگار او آرام گرفتند و هيچ مهترى بشجاعت او نبود اندرين روزگارها ، و ساعات و اوقات را بخشش [1] كرده بود ، زمانى به نماز و خواندن ، زمانى نشاط و خوردن ، زمانى كار پادشاهى باز نگريدن [2] ، زمانى آسايش و خلوت بآراميدن ، و ذكر او بزرگ شد در جهان نزديك مهتران عالم .
حديث ماكان [3] با امير بو جعفر بدانك رسولى فرستاد سوى ماكان ، بميانهء زره رسول بديرهء [4] بو الحسين خارجى آمد ، بو الحسين گفت كجا روى ؟ گفت نزديك ماكان همى فرستد ملك بنده را برسولى ، بو الحسين مزّاح بود گفت :
( شعر ) فالى بكنم ريش ترا يا رسول * ريشت بكند ماكان پاك از اصول رسول برفت نزديك ماكان شد ، و ماكان او را بنواخت و برّ و نيكوئى كرد ، آخر شبى شراب خورد و تافته گشت فرمان داد تا ريش وى بستردند ، ديگر بهشيارى زان پشيمانى خورد و رسول را خلعتها داد و مالهاء بسيار و عذرها خواست ، و بداشت تا ريش وى بر آمد و بر قضاء حاجت باز گردانيد ، و عذرها همى خواست ، رسول گفت ترا اى امير اندرين هيچ گناه نبودست الَّا اين فالى بود كه بكردند بسيستان ، و فال كرده كار كرده بود ، چون رسول بسيستان باز آمد ، جاسوس ، امير با جعفر را آگاه كرده بود ، از رسول باز پرسيد ، قصّه باز گفت ، بو الحسين خارجى را بخواند وى انكار كرد ، و [ امير ] هزار سوار بساخت و نگفت كه همى كجا روم و پانصد جمازه و پانصد مرد پياده برنشاند ، و



[1] اصل : بخشش ، و بخشش كرده بود ، يعنى بخش و قسمت كرده بود و در اين كتاب همه جا عوض بخش بخشش آورده است .
[2] نگريدن ، بمعنى نگريستن و مطالعه و ملاحظه .
[3] ماكان بن كاكى از اعيان ديلمست ( رك : تعليقات ) .
[4] ديره و ديزه ، بمعنى قلعه و كلاته ديده شد - پذيره هم معنى ميدهد ، يعنى بملاقات .

315

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 315
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست