responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 311


بود و او عامل رخد بود از دست عبد الله بن احمد ، كه بايد كه دل سرهنگان و موالى ما كه آنجا اندر بدان ديار خوش گردانى و ايشان را از جهت من تهنيت كنى بخلعتهاء نيكو و نواختها و عملهاء بزرگوار ، و همچنان نزديك حمك بن نوح نبشته بود و گفته كه بياى تا رخد و هر چند توانى مردم جمع كن و بيعتها بستان و همگنان او را اجابت كرده بودند ، و ميهم چون خبر بيرون آمد [ ن ] امير با جعفر بشنيد ، عبد الله بن احمد را خلع كرد و خطبه بر امير با جعفر كرد ، و حمك برخد آمد هم بفرمان او ، [ و ] عبد الله بن احمد ، محمد بن محمد بن ابى تميم را بخليفتى بست فرستاد ، مردمان او را اندر نگذاشتند و پيدا كردند شعار امير با جعفر ، و خطبه برو كردند . چون خبر خطبهء بست برخد سوى ميهم برسيد از رخد ببست آمد و ببست [ بيعت ] امير با جعفر را بگرفت و مردمان را بگفت كه او چندين روزگار است تا اين كار فرو گرفتست و همى راست كند اندر نهان ، عبد الله بن احمد فرو مانده بود اندر حدود سيستان كه ندانست كه چه كند و كجا شود و بر هيچ كسى او را اعتماد نمانده بود كه همه عالم ميل با امير با جعفر كرده بودند ، پس امير بو جعفر نامه كرد سوى ميهم كه بر خيز و بسيستان آى با سرهنگان و حشم كه جمع شدست از اوليا تا عهد تازه كرده آيد ، و ميهم از بست برفت با سپاهى ساخته جان و مال فدا كرده ، كه ما مهترى يافتيم از يادگار پادشاى خويش ، و از خدمت بيگانگان و بندگان رستيم ، چون ميهم با اين سپاه نزديك سيستان برسيد ، عبد الله بن احمد را [ خبر نبود ] چون خبر عيّاران نزديك عبد الله احمد برسيد بازگشت ، تا بازگشت آواز طبل و بوقها شنيد ، [ و ] ميهم با سپاه فرا رسيد ، نه ميهم را از و خبر بود و نه او را از ميهم ، حرب فرو گرفتند ناساخته ، و حربى سخت بكردند و ياران ميهم چيره دستى كردند و دولت نو و سعد روزگار ، عبد الله بن احمد هزيمت شد و اندر وقت خبر سوى امير با جعفر آمد ، آشكاره شد و بقصر يعقوبى بقصر پادشاهى بنشست ، و اندر وقت ، يمان بن حذيف [ را ] بر اثر عبد الله بن احمد بفرستاد ، يمان به بندان [1] اندر عبد الله احمد رسيد و او را آنجا



[1] بندان قصبه ايست نزديك نه در جهة شمالى سيستان و امروز هم معروف است و نه و بندان با هم تلفظ مىشود و تلگرافخانه دارد .

311

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 311
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست