نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 307
گرفتند ، و بو سحاق بخراسان شد و ياران ويرا بيشتر اسير بياوردند ، و اين حرب اندر ربيع الاخر سنهء خمس و ثلثمائه بود . باز مقتدر ، عباس شفيق را برسولى فرستاد سوى كثير بن احمد كه عمل تسليم بايد كرد به [1] بدر ، مردمان جمع شدند كه ما هيچ كسى نخواهيم مگر كثير بن احمد را ، باز بدر زيد بن ابراهيم را با سپاهى بسيار بسيستان فرستاد ، چون بنزديكان شهر رسيدند ياران كثير و عياران بحرب بيرون شدند و حرب كردند ، سپاه بدر هزيمت كرد و زيد بن ابراهيم را اسير گرفتند ، و اين روز چهار شنبه بود چهارده روز باقى از رجب سنهء خمس و ثلثمائه . باز عباس شفيق ديگر راه بسيستان آمد با نامهء پسر فرات [2] و آن بدر اندر فرستادن زيد بن ابراهيم و خلاص كردن او [ و ] كثير بن [ احمد ] زيد را خلاص كرد و خلعت داد و اسبى داد و دو استر و پنج اشتر و هزار دينار و ده تخت جامه و بفرستاد ، و عباس شفيق را ششصد هزار درم [ داد ] كه نزديك پسر فرات بايد رسانيد ، چون روز شنبه بود دو شب باقى از شوال سنهء ست و ثلثمائه كثير بن احمد بيرون شد بتنزّه [3] سوى كركوى اندر عمارى ، و سرهنگان با او و غلام او تكين با او بود اندر عمارى ، ياران او باز گشتند و استر را پى كردند و پيشى بكشتن وى طرايل [4] كرد و احمد بن قدام ، [5] و كثير بن احمد را بكشتند نماز ديگر ، و كثير ابن احمد با يعقوب را بتازيانه زده بود ، و كوركتر [6] حكم كرده [ بود ] كه كثير را اندرين
[1] اصل : بىبدر - و ابن اثير اين واقعه را در سنهء اربع و ثلثمائه ضبط كرده و اين بدر را « بدر بن عبد الله الحمامى متقلد اعمال فارس » معرفى نموده است ( ج 8 ص 33 ) . [2] و هو ابو الحسن على بن محمد بن موسى بن الفرات الوزير مولده سنهء 241 و قتل سنه 312 . ( تاريخ الوزراء صابى - بيروت ص 8 - كامل 8 - 47 ) . [3] در متن ( بتتره ) نوشته شده است . تنزّه ، مصدر از باب تفعل بمعنى گردش و هواخورى . [4] در صفحهء ديگر « طرابيل » نوشته و گفته است طرابيل سالار هندوان يعقوبى بود . [5] اصل ( قدام را ) و اين را بايد رايد باشد ، چه از مطالب بعد معلوم مىشود كه احمد بن قدام و طرابيل كثير را كشتهاند و نام احمد بن قدام مكرر خواهد آمد . [6] كذا و ظاهرا نام يكى از عياران بزرگ يا سرهنگان و سرغوغاهاى سيستان باشد ، زيرا از اسم او چنين بر ميآيد و عمل وى نيز آن را تأييد مىكند و اين ابو يعقوب هم ظاهرا از فقهاى سيستان بوده است بدليل خطابى كه كوركتر به او كرده و دانشمندش خوانده است ، چه فقيه را دانشمند ميگفتهاند .
307
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 307