نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 299
بيامد بكوى گرفتار شد و اسير كردند و مال و بنه و ستوران او همه غارت كردند ، و محمد مولى [ سندلى ] اندر قصر يعقوبى فرود آمد ، چون اين كار برفت خطبهء امارت خويشتن را خواست كه كند و حديث ابو حفص بگذاشت ، مردمان را آن خوش نيامد ، محمد بن عباس كولكى ازو جدا شد ، با گروهى عيّاران برخاست و بفراه شد ، و مولى سندلى دست [ به ] مصادره و جور كردن برد بر مردمان ، و بانصر حمدان جوينى [1] را با گروهى سپاه و تركان زينهارى كه زان منصور بن اسحاق بودند بفراه بفرستاد بحرب محمد بن عباس ، و او حرب نكرد و گفت من فرمان بردارم ، برخاست و با ايشان بيامد چون بنزديكان شهر برسيد نابيوسان [2] با نصر حمدان كوينى را بكشت [3] ، و ياران با نصر هزيمت كردند ، و او بدر شهر آمد و مردم با او جمع شد ، و مولى بحرب او بيرون شد و حربى صعب كردند و بسيار مردم كشته شد آخر مولى بهزيمت رفت و بلب هيرمند فرود آمد ، و كوركى بكوشك يعقوبى فرود آمد و موالى با او جمع شدند و بو حفص را بيرون آوردند و بامارت بنشاندند و خطبه برو كردند روز آدينه دوازده روز گذشته از ماه رمضان سنه تسع و تسعين و مائتين . خطبه كردن امير بو حفص عمرو يعقوب محمد عمرو اللَّيث و بو حفص ، منصور بن اسحاق را طلب كرد كه اندرين فترت گريخته بود و بسراى گبرى نزديكان مصلَّى متوارى بود ، بيافت و بياورد و بسيار نيكوئى كرد و خلعت داد و روز و شب بنزديك خويش همى داشت ، و با حفص اندر سراى زنان خفتى بشب ،
[1] جوين كه گاه نيز كوين با كاف مينويسد يكى از ديههاى سيستان بوده بر راه هرات بسه مرحله از زرنگ و يك مرحله ببست . و اين غير از جوين حاليه است كه از اعمال سبزوار يا بجنورد محسوب مىشود . [2] نابيوسان ، از ريشه بيوس ، با اول مفتوح بمعنى خلاف انتظار و بدون سابقه و من حيث لا يحتسب است چه بيوس بمعنى طمع و اميد و چشم داشت مىباشد و نابيوسان صفت نافى آنست . [3] يعنى محمد بن عباس كولكى .
299
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 299