نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 293
در شدن احمد بن اسماعيل ببست و بند كردن محمد بن على ليث را پس احمد بن اسماعيل ، حسين بن مت [1] را با فوجى سوار بطلب محمد بن على فرستاد و بر خد اندرو رسيدند و بگرفتند و بند كرده به بست اندر آوردند ، و احمد بن اسماعيل بلب هيرمند فرود آمد و عدل و سير نيكو بر مسلمانان بگستريد [2] و همه مال و املاك ايشان بديشان باز داد ، ولايت بست حاتم بن عبد الله الشاسى [3] را داد ، و اين حاتم مردى مسلمان عادل بود و اندر ميان مردمان سنّت مصطفى ( ص ) تازه گردانيد ، و احمد بن اسماعيل آنجا چهار بيستگانى سپاه را داد و بدان خواست تا سيم اندر بست فراخ شود كه ايشان همه چيز بسيم خريدندى تا كاه و هيزم ، باز فرمان داد كه همه كالاى كه محمّد بن على از آن مردمان بر گرفتست بخداوندان باز دهند ، هر چه خداوندان بدانستند برگرفتند ، ديگر بگذاشتند ، [ و ] هشتاد و پنج روز به بست بود كه اندر ميان سپاه او هيچ نديدند مگر نماز شب كردن و روزه داشتن و جماعت و بانك نماز و قرآن خواندن ، و اينجا بسيستان معدل بن على حصار گرفت و حسين بن على با سپاه بحبساباد [4] فرود آمد بر در كركوى روز شنبه دوازده روز گذشته از رجب سنهء ثمان و تسعين و مائتين ، و [ معدل ] على منجنيقها بر نهاد و حرب آغاز كرد و بر مردمان [5] شارستان حرب آغاز كرد ، و دست عيّاران بر رعيّت گشاده كرد ، باز حسين بن على بربض اندر آمد بدر آكار ، و سيمجور مولى . اسماعيل بن احمد اندر كوشك يعقوبى ، روز پنجشنبه دو روز گذشته از شعبان ، و در فارس گشاده بود ، مردمان بر شارستان همى شدند و همى فرود آمدند و چيزى كه همى بايست بر حصار مىبردند ، تا روز سه شنبه سه روز مانده از شعبان حسين بن على آن در نيز فرو گرفت ، و خبر اندر رسيد كه احمد بن اسماعيل به بست شد و محمّد بن على را بگرفت ، چون معدل اين بشنيد دلش تنگ گشت و صلح پيش آورد ، و كثير بن احمد بن شهفور را اندر ميان كرد و مشايخ شهر را ، پس ايشان صلح فرو نهادند و سوگندان
[1] كامل از محمد بن حسين بن مت مكرر نام برده منجمله ( 8 ص 41 ) . [2] در اصل « بكسترند » . [3] ظ : شاشى منسوب بشاش - چاچ . [4] كذا ؟ جاى ديگر : حاسباد . [5] يعنى : بهمراهى مردم شارستان .
293
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 293