responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 244


هزيمت برو افتاد ، بسيرجان آمد و معتضد [1] پارس بگرفت و اندرين ميانه رافع بخراسان بود و بو طلحه خليفت محمد بن عمرو بن اللَّيث بود ، قصد رافع كرد ، چون كار بر رافع سخت شد بما وراء النهر شد و از نصر بن احمد يارى خواست ، نصر برادر خويش را اسماعيل بن احمد را با چهار هزار سوار با او به يارى فرستاد ، چون دو لشگر يكى شد ، بو طلحه به راه سيستان [2] برگرفت ، بهرى برسيد و مهدى بن محبس [3] بحرب او بيرون شد ، بو طلحه با او حرب كرد و او را اسير كرد ، باز نيكوئى كرد و خلاص كرد مهدى را ، و خود بسيستان آمد ، عبد الله بن محمد بن ميكال و شادان بن مسرفه [4] پذيرهء بو طلحه بيرون آمدند و او را به شهر اندر آوردند و خلعتها دادند و نيكوئى كردند ، و سوى عمرو نامه فرستادند ، عمرو جواب كرد و بو طلحه را بخواست و بو طلحه برفت و آنجا شد و بسيرجان بعمرو رسيد ، و ميان معتضد و صاعد خلاف افتاد بپارس ، و موفق معتضد را باز خواست از پارس ، و عمرو باز قصد شيراز كرد ، صاعد بگريخت بعراق شد .
گرفتن عمرو پارس را ديگر باره و عمرو پارس بگرفت ، موفق نامه نبشت سوى عمرو كه مال پذيرفته بيايد فرستاد و پسر خويش را سوى من فرست . عمرو سپاه بيرون فرستاد سوى بر جان [5] و



[1] معتضد پسر موفق است كه بعد بخلافت رسيد و اين خبر هم در تواريخ نيست .
[2] ظ : راه سيستان .
[3] كذا و جاى ديگر ( مجلس ) و كامل : مهدى بن محسن ، چنان كه گذشت .
[4] كذا . . . و در صفحهء 212 « شادان بن مسرور » ضبط كرده است .
[5] بر جان ، بضم اول محلى بوده است از اردشير خورّه بفارس كه شيراز قصبهء آن است ( ابن خرداد به ص 44 - ابن فقيه ص 201 ) و ابن اثير در سال اربع و سبعين و مأتين ( ج 7 ص 142 ) گويد : موفق درين سال بفارس رفت بحرب عمرو بن الليث صفار و خبر بعمرو رسيد عباس بن اسحاق را با لشكرى بزرگ بسيراف گسيل كرد و پسر خويش محمد بن عمرو را به ارجان ( بجاى بر جان و بر جان صحيح است چه ارجان در خوزستان است - بهار ) فرستاده و ابا طلحه شركب صاحب الجيش خود را در مقدمه روان كرد و اين بو طلحه بموفق پيوست و عمرو از شنيدن اين واقعه از قصد موفق باز ايستاد ، پس بو طلحه خواست بار ديگر سوى عمرو عودت كند و موفق اين بشنيد و با طلحه را بگرفت در نزديكان شيراز و هر چه مال داشت بستد و به پسر خويش ابا العباس معتضد آن مال ببخشيد و بطلب عمرو برخاست و عمرو بكرمان و سجستان باز گشت و محمد پسرش در مفازهء كرمان بمرد و موفق نتوانست كرمان و سيستان را از عمرو مستخلص سازد و از راه بازگشت .

244

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 244
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست