responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 243


ويران كرد ، و درهاء آن بركند و بسپاهان فرستاد ، و مصاعد [1] بن مخلد بنفس خويش بر عقب احمد بن عبد العزيز بفارس آمد و بشيراز قرار كرد ، و احمد بن عبد العزيز بسپاهان شد و بو طلحه بزينهار آمد پيش عمرو بسيستان ، چون عمرو چنان ديد ، بو طلحه را بر خراسان خليفت كرد از جهت پسر خويش محمد بن عمرو ، و خراسان همه بوى سپرد ، مگر هرى بر [2] پوشنگ كه آن مهدى بن مجلس [3] را داده بود ، و خود برفت بسوى فارس و محمّد بن عمرو را پسر خويش را بر مقدّمه بفرستاد اول روز از محرّم سنهء اثنى و سبعين و مائتى ، چون صاعد بن مخلد خبر عمرو بشنيد ترك بن العباس را با هشتاد هزار سوار بحرب عمرو فرستاد و خلف بن اللَّيث از عمرو بآزار رفته بود و بدرگاه خليفت شده و خليفت او را نواخته و سالار دو هزار سوار كرده ، چون لشگرها فراهم رسيدند ، محمد ابن عمرو بود بر مقدّمه و عمرو هنوز از پس بود ، خلف بن اللَّيث را مهر رحم بجنبيد ، و نخواست كه بر سپاه عمرو و پسر وى و مردمان سيستان شكست آيد ، سرهنگان سپاه را همه نيكوئى گفت و از عمرو اميدها كرد و چيز داد تا با اوى يكى گشتند ، پس بر ترك بن العباس خود و آن سپاه كه از آن امير المؤمنين با او بودند شبيخون كرد و همه سپاه او را بكشت و مال اوى و خزاين و ستوران بگرفت و زرّادخانه ، و ترك بن العباس بهزيمت سوى صاعد بن مخلد شد ، پس [ چون ] خلف اين كار بكرد نزديك محمد بن عمرو آمد با دو هزار سوار و هزار مرد پيادهء سجزى و همه چون بغيبت عمرو كرد [4] . . .



[1] كذا و صحيح « صاعد » .
[2] كذا و الظاهر « هرى و پوشنگ » .
[3] كذا و چنان كه گذشت « مهدى بن محسن » ضبط كرده‌اند ( ص 241 - ج 4 ) .
[4] ظ از اينجا از اصل نسخه چيزى افتاده ، و قسمت افتاده معلوم نيست و اين خبر در تواريخ ديده نشد كامل گويد : « در اين سال ( احدى و سبعين و مائتين ) عاشر ربيع الاول بين عساكر خليفه كه احمد بن عبد العزيز بن ابى دلف در آن بود و بين سپاه عمرو ليث صفار وقعتى افتاده و از بامداد تا وقت ظهر حرب همى بود پس عمر و سپاهش بهزيمت شدند و سپاه عمرو پانزده هزار سوار و پياده بود و در همى كه مقدم لشكر عمرو بود مجروح گشت و صد مرد از مبارزان لشگر عمرو كشته و سه هزار مرد اسير افتادند و هزار مرد از لشگريان عمرو بزينهار آمدند و از آن سپاه سى هزار راس ستور و گاو و خر و جز اينها بيرون از حد سپاه خليفه را غنيمت بود ( كامل ج 7 ص 139 ) .

243

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 243
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست