responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 240


بود ، ز آنجا بازگشت و لختى علفه [1] برگرفت ، و بهرى باز شد . و اندرين ميانه محمد بن عمرو را پسرى بزاد طاهر نام كرد ، روز شنبه سيزده روز باقى از شعبان سنة تسع و تسعين [2] و مائتين ، و طاهر را سنّت كردند اندر سنة ست و سبعين [3] و مائتين ، چون طاهر موجود گشت محمد بن عمرو خواست كه به زيارت پدر رود بپارس ، و مبشّر بنفس خويش باشد ، محمد بن الحسن را خواست خليفت كرد بر سيستان ، و خود برفت سوى فارس روز شنبه سه روز گذشته از محرم سنة سبعين و مائتين و عمرو بن اللَّيث نصر بن احمد را با سپاهى بروم [4] فرستاد بحرب احمد بن اللَّيث الكردى تا برفت و با او حرب كرد و او را اسير گرفت و مالهاء و خزاين او همه بر گرفته و پيش عمرو آورد . و عتيق بن محمد را بر امهرم [5] فرستاد ، بحرب محمد بن عبد الله كرد [6] تا با او حرب كرد و او را اسير گرفت و با مالهاء او و ستوران و تجمل او پيش عمرو آورد ، و اين دو سالار بودند هر يكى با بيست هزار سوار كه عصيان پديد كرده بودند ، و هر دو از پهلوانان [7] يعقوب بودند چون اين دو مرد كشته شدند ، كار فارس راست گشت و قرار گرفت باز موفق نو عهد و منشور و لوا فرستاد عمرو را بر همه اسلام و دار الكفر ، و فرمان داد كه همه اندر فرمان او بايد بود ، و هر چه از هند و ترك و روم گشايد او را باشد . و نامهء احمد بن [ ابى ] الاصبع



[1] كذا ؟ . بمعنى آذوقه و علوفهء دواب و اين شكل جز در ( علَّف ) بضم اول و فتح ثانى مشدد بدون هاء بمعنى دانهء محصول ديده نشده است .
[2] كذا ظ : ستين .
[3] ظ : تسع و ستين .
[4] كذا و ظاهرا روم غلط است ، چه عمرو ليث با روم همسايه نبود و جنگ نداشت و گويا اين كلمه رمّ يا زم است ، كه قبلا هم در داستان حرب يعقوب و محمد بن و اصل در بيضاى فارس و رمّ با زنجان ذكر شد ( ص 227 ) .
[5] همه جا بجاى رامهرمز رامهرم ضبط كرده است .
[6] اصطخرى ويرا حمدان بن عبد الله بن احمد الجلندى نوشته ( ص 141 ) و ابن اثير او را محمد بن عبيد الله الكردى ضبط كرده است ( كامل ج 7 ص 123 ) و طبرى نيز محمد بن عبيد الله بن أزار مرد الكردى ضبط نموده است ( 3 - 4 ص 2024 ) .
[7] مراد از پهلوانان يعقوب نه آنست كه اين دو سالار از سجزيان و ملازمان قديمى يعقوب باشند بلكه اين دو از امرا و بزرگزادگان قديم فارساند و هر يك خود را اميرى ديگر همى شمردندى و از خداوندان زموم بوده‌اند و اصطخرى خاندان آنان را بر شمرده است در ضمن گزارش فارس ( اصطخرى ص 140 - 141 ) .

240

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 240
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست