responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 210


گرفت . و اول شعر پارسى اندر عجم او گفت ، و پيش ازو كسى نگفته بود كه تا پارسيان بودند سخن پيش ايشان برود [1] باز گفتندى بر طريق خسروانى ، و چون عجم بر كنده شدند و عرب آمدند شعر ميان ايشان بتازى بود و همگنان را علم و معرفت شعر تازى بود ، و اندر عجم كسى بر نيامد كه او را بزرگى آن بود پيش از يعقوب كه اندر و شعر گفتندى ، مگر حمزة بن عبد الله الشارى و او عالم بود و تازى دانست ، شعراء او تازى گفتند ، و سپاه او بيشتر همه از عرب بودند و تا زيان بودند ، چون يعقوب زنبيل و عمار خارجى را بكشت و هرى بگرفت و سيستان و كرمان و فارس او را دادند محمد بن وصيف اين شعر بگفت :
( شعر ) اى اميرى كه اميران جهان خاصه و عام * بنده و چاكر و مولاى و سك بتد [2] و غلام ازلى حظى ور لوح [3] كه ملكى بدهيد * بى [4] ابى يوسف يعقوب بن اللَّيث همام بلتام آمد زنبيل ولتى خور [5] بلنك * لتره [6] شد لشگر زنبيل و هباكست [7] كنام



[1] يعنى بارود سرود ميخوانده‌اند .
[2] كذا فى الاصل ؟ . . . سك بند - سكانند ( ؟ )
[3] كذا . . . و شايد « خطى در لوح »
[4] اين « بى » باقيماندهء املاى اصل كتابست و معنى آن « به » مىباشد كه در قديم با ياء نوشته مانند كى و جى بجاى كه و چه .
[5] كذا فى الاصل و شايد لتام اسم محلى بوده است و قسمت خور هم شايد « خورد » باشد و « لت » هم بمعنى ضرب است هم بمعنى گرز .
[6] لتره بمعنى پاره پاره و هم بمعنى رانده و دور كرده است .
[7] كذا . . . و شايد ، « هباگشت كنام » باشد چه كنام بمعنى آرامگاه آدمى و حيوانات خاصه درندگان مىباشد و اشاره بتاراج خانهء زنبيل است .

210

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 210
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست