responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 173


از آن او بكشت و بنه و مال و ستور او بگرفت و بدان قوى گشت ، و اشعث بيامد بحصار بست اندر شد و حرب بيامد و او را از حصار بيرون آورد و بند بر نهاد ، و حرب دعوى كرد كه من حرب حمزة الخارجى را برخاسته‌ام كه اين سپاه عرب با او همى بس نيايند [1] ، پس خبر بنزديك محمّد بن الأشعث برسيد ، المثنى بن سلم الباهلى را ببست فرستاد با سپاهى بزرگ ، چون ببست برسيد حرب او را اندر بست نگذاشت [2] ، و بسيستان حمدونه [3] ، بن - الأشعث بن الحارث بن مجاشع العجلى برخاست و غوغا برو جمع شد ، و محمّد بن الأشعث خود و خدم و غلامان خويش با او حرب كردند ، محمد اشعث هزيمت شد و بسراى مردمان فرود آمد ، و حرب بن عبيده از بست بيامد و بر حمدوى [4] حرب كرد و حمدوى بهزيمت برفت ، و محمّد اشعث نيز برفت ، و حرب بن عبيده مال و ستور ايشان هر دو بگرفت ، و اين



[1] بس نيايند - يعنى كافى نباشند ،
[2] در اصل ( بگذاشت ) و صحيح ( نگذاشت ) است يعنى راه نداد و نگذاشت بر وى غالب آيد و بگذاشت در اينجا معنى ندارد .
[3] كذا و بايد حمدويه باشد با ياء ، چه بعد اين شخص را حمدوى بتخفيف ياء ذكر كرده است .
[4] حمدويه و حمدوى هر دو صحيح است ، زيرا در زبان پارسى بعضى اسامى مصغر و او و ياوهائى حفيف در آخر داشته مانند ( شيرويه ) و ( برزويه ) كه گاه با الحاق ( هاء ) و گاه بدون الحاق ( هاء ) نوشته ميشده مانند شيروى و برزوى - و گاه نيز بدون ياء همچون شهرو - برزو مينوشته‌اند و عربان اين نامها را با هاء ملفوظ و فتح واو و سكون ياء ما قبل آن نوشته و خوانده‌اند مانند ( سيبويه ) و ( بويه ) و ( نفطويه ) و غيره در حالى كه فارسيان به سكون واو و فتحهء خفيف ياء تلفظ كرده و هاء آخر را بلفظ نمىآورده‌اند و چون اين هاء بلفظ در نمىآمده است احيانا آن را از قلم هم مىانداخته‌اند ، و برخى اوقات ياء را ساكن خوانده و يا حذف ميكرده‌اند ، فردوسى در داستان پادشاهى شيرويه جز يكى دو مورد كه شيرويه با حركت ياء ساخته باقى را شيروى بتخفيف در آورده از آن جمله گويد : يكا يك بدادند پيغام شاه * بشيروى بىمغز بىدستگاه ديگر : بترسيد شيروى و ترسنده بود * كه در چنگشان چون يكى بنده بود و نيز در فرستادن نوشيروان برزويه طبيب را بهند و آوردن كتاب كليله ويرا برزوى خواند : پزشك سراينده برزوى بود * به پيرى رسيده سخنگوى بود و حمدويه و حمدوى نيز از اين قبيل است كه درين كتاب گاه حمدويه و گاه حمدوى نوشته است

173

نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول    جلد : 1  صفحه : 173
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست