نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 161
داد كه مال او همه برگيرند و بستانند [1] و هرثمة بن اعين را خراسان داد و سيستان ، و هرثمه ، سيف بن عثمان الطارابى را سيستان داد . آمدن سيف بن عثمان الطارابى به سيستان چون سيف عثمان بسيستان آمد محمد بن الحضين بن محمد القوسى بجاى پدر خويش نشسته بود ، ولايت گرفته ، او را اندر شهر نگذاشت [2] ، پس او بدر شهر فرود آمد و مشايخ بر او شدند و گفتند صواب بازگشتن تو باشد ، او بازگشت و بسواد سيستان قرار نيارست كرد بسبب حمزه ، بشد بفراه و ز آنجا به بست و آنجا سپاه فراهم كرد و بسيستان آمد ، و ابو العريان با او بيامد و اين بو العريان مردى عيار [3] بود از سيستان و از سرهنگ شماران [4] بود و غوغا يار او بودند ، پس سيف بسر لشگر در سراى خويش فرود آمد ، و محمد بن الحضين با او حرب كرد اندر سنهء اثنى و تسعين و مائه ، و سيف بهزيمت برفت و محمّد بن الحضين شهر داشت و خطبه [5] ، و از روستاها هيچ دخل نبود بسبب خروج خوارج ، باز هرثمة بن اعين ، الحكم بن سنان را سوى سيستان فرستاد ، و صالح بن الفكاك [6] سپاه سالار حكم بود ، و محمّد بن الحضين باز ايشان را فرمان
[1] اصل : بستانيد . [2] اصل : بگذاشت . [3] رجل عيار اذا كان كثير الطواف و الحركة ذكيا - و عرب اشخاص كارى و جلد و هوشيار را كه از طبقهء عوام الناس و مردم خامل الذكر بودهاند و در هنگامه ها و غوغاها خود نمائى كرده يا در حروب جلدى و فراست بخرج دادهاند عيار مىناميده است و از تواريخ بر مىآيد كه در زمان بنى العباس عياران در بغداد و خراسان افزونى گرفتهاند خاصه در سيستان و نيشابور و يعقوب ليث صفار هم از سرهنگان اين طايفه بوده است . چه عياران در هر شهرى براى خود رئيسى انتخاب كرده ويرا سرهنگ ميخوانده و گاهى در يك شهر چند تن سرهنگ و چند هزار عيار موجود بوده است . [4] يعنى در شمار سرهنگان بود و از آن طايفه بشمار ميرفت . براى سرهنگ رك : حاشيه ( 3 ) . [5] قصبه ( ؟ ) . [6] النكاك هم خوانده مىشود و اين نام را در كتابى نيافتيم و در سطور بعد ويرا صالح حماد نويسد و شايد صالح حماد و ابن الفكاك يكى باشد .
161
نام کتاب : تاريخ سيستان نویسنده : مؤلف مجهول جلد : 1 صفحه : 161