responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 585


بود ، يا خداى او را بدان عقوبت خواهد كردن ، و ايدون پنداشت كه خداى او را بدان عقوبت نكند ، چنان كه گفت : * ( وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْه 21 : 87 ) * . چون به لب دريا رسيد ، كشتىاى همى آمد ، ترسيد كه قوم به طلب او آيند و باز گردانند .
اندر كشتى نشست و كشتى برفت . چون به ميان دريا رسيد ، خداى عز و جل آن ماهى را كه يونس را اندر شكم وى بازخواست داشتن ، از قعر دريا حشر كرد تا پيش كشتى آمد و كشتى را بر جاى بداشت ، و خلق به دعا و زارى اندر افتادند و دل به هلاك نهادند .
و آن ماهى گرد كشتى همى گشت ، گفتند : اندر اين ميان ما مردى است كه وى گناهى كرده است بزرگ . يونس گفت : آن گناهكار منم . مرا بدين دريا اندر اندازيد . و بدان ساعت يونس بدانست كه وى گناه كرد ، و به دلش اندر آمد كه مگر قوم مرا بجستند نيافتند ، و خداى از من نپسنديد كه من از ايشان جدا شوم . و به كشتى اندر خلق بسيار بود . * ( في الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ . 26 : 119 ) * يعنى مملوا من الناس و الاحمال . ايشان را گفت : اين ماهى مرا همى طلب كند . گفتند : تو كيستى ؟ گفتا من پيغمبر خدايم سوى شهر نينوى ، و از شما همه گناهكارترم ، يونس بن متى ، مرا به دريا افگنيد و شما به سلامت برويد . ايشان گفتند : ما پيغمبر خداى را به دريا نيفكنيم . و ماهى مر آن كشتى را همى جنبانيد . يونس گفتا : مرا همى خواهد . گفتند : قرعه زنيم ، هر كه قرعه بر او آيد او را به دريا اندازيم . گروهى گويند قرعهء تير زدند ، و گروهى گفتند به لختى سفال ، به عدد هر مردى كه اندر كشتى بودند . و به هر پاره‌اى نام مرد بر نبشتند ، و بدين گونه قرعه زدند ، سه بار ، هر بار بر يونس آمد . * ( فَساهَمَ فَكانَ من الْمُدْحَضِينَ 37 : 141 ) * . يعنى من المغلوبين بالقرعة .
گفتند : يا رب ! هر كه از ما او را خواهى نام او بر سر آب بدار . پس آن پاره هاى سفال بدان آب اندر آختند ، همه فرو شد و نام يونس بر سر آب همى بماند . پس ديگر بار قرعه زدند ، تا سه بار بر سر آب همى بيستاد . پس يونس را گفتند : تو بهتر دانى .
يونس به لب كشتى شد و خويشتن را به آب افگند . خداى عز و جل ماهى را بفرمود كه فرو برش . ماهى دهن بازكرد و او را فرو برد . * ( فَالْتَقَمَه الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ 37 : 142 ) * . پس

585

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 585
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست