responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 493


كنند . و كشت و ورزشان نيست و طعامشان دانهء [ خار خنجك است اين كجا به تازى ] خرتوت خوانند ، و از پس آن كوه اندر برويد ، ايشان برگيرند و بكوبند و طعام كنند و بخورند . و دين ندارند و خداى را نشناسند و هيچ چيز را نپرستند . و عدد ايشان كم نشود ، و هر مردى تا هزار فرزند از پشت او نيايد نميرد . نر و مادهء ايشان از ميان اين دو كوه بيرون آمدندى و سوى آن مسلمانان كه از كوه از اين سوى بودندى [ شدندى ] و اندر ميان ايشان فساد كردندى و هر مرد را كه بيافتندى بكشتندى و طعامشان بخوردندى . از گياه و دانه و ميوه تا برگ درختان همه بخوردندى ، و آن مسلمانان ايشان را باز نتوانستى داشتن .
چون ذو القرنين آنجا آمد ايشان را بنواخت . گفتند : اگر ما هرگز خويشتن را از ياجوج و ماجوج بتوانيم رهانيدن ، به نيروى اين ملك توانيم كردن .
پس همه پيش ذو القرنين آمدند و گفتند : * ( يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ في الأَرْضِ 18 : 94 ) * . اين يأجوج و مأجوج بدين زمين ما اندر فساد كنند از خون ريختن و خواسته بردن . * ( فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً 18 : 94 ) * . خواهى كه ما ترا بر خويشتن هديه نهيم تا ميان ما و آن ايشان بندى كنى كه ايشان سوى ما بيرون نتوانند آمدن ؟
ذو القرنين گفت : * ( ما مَكَّنِّي فِيه رَبِّي 18 : 95 ) * . قال ما اعطانى الله من المال خير و مكنى من ارضه خير مما تجمعون من خراجكم و هديتكم . آنچه خداى مرا داد از ملك همه زمين از مشرق تا مغرب ، مرا به از آن هديه كه شما دهيد . پس گفت : * ( فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ 18 : 95 ) * .
يعنى برجال . * ( أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْماً 18 : 95 ) * . گفتا : به مردان بسيار يارى كنيد ، كاريگران ، تا من به ميان اين دو كوه بندى كنم كه دست ايشان به شما نرسد .
ايشان خلقى بسيار گرد آمدند . پس گفت : * ( آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ 18 : 96 ) * . يعنى قطع الحديد . بفرمودشان تا هر مردى پاره‌اى آهن بزرگ بيارند و آن آهنها به ميان آن دو كوه همى نهند چنان كه خشت نهند ، تا آن ميان آن دو كوه همه بگرفت تا سر كوهها پر از آهن شد . * ( قال آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْه قِطْراً 18 : 96 ) * . يعنى الصّفر المذاب . بفرمود كه همچندين كه آهن است رود بياريد . پس چون رود بياوردند و به كوره ها اندر نهادند و آتش اندر بست تا بگداخت ، و آتش به زير آهن اندر نهادند و بفرمود تا همى دميدند تا

493

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 493
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست