responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 426


پس چهل روز آدميان دلتنگ بودند از آن حكمهاى باطل و آنكه آدميان را از خويشتن دور داشتى ، و سليمان آدميان را عزيزتر از همه مخلوقات داشتى . پس آدميان سوى آصف آمدند و گفتند تو چه گويى بدين حكمها كه سليمان همى كند ؟ و ما گمان بريم كه او نه سليمان است . آصف نيز گفت : من چنين پندارم و ليكن تا من از زنانش بپرسم . و مادر سليمان هنوز زنده بود و سليمان هر روز به سلام مادر شدى .
و به تفسير اندر چنان است كه سليمان را هزار زن بود ، سيصد آزاد و هفتصد پرستار ، و همه مادر فرزند بودند . پس آصف مادرش را بپرسيد . گفت : ما خبر نداريم و چهل شبانروز است كه او به بر ما نيامده است . آصف بيامد و مردمان را بگفت . ايشان ندانستند كه آن چگونه بوده است . گفتند : مگر او سليمان را بكشته است و به جاى او بنشسته ، و اگر ديو است ما را حيلت آن است كه در پيش او تورات بخوانيم كه ديو با نام خداى عزّ و جلّ صبر نتواند كردن .
پس آصف آدميان را بخواند و ايشان را كه تورات دانستند تا تورات همى خواندند به بانگ بلند ، و ديو صبر نتوانست كردن . از پس كرسى ناپديد شد . پس بدانستند كه آن ديو بود . سليمان را طلب كردند و ندانستند كه زنده است يا نه ، و آدميان متحّير بماندند . و آن ديو انگشترى سليمان به دريا افگند و خود اندر دريا گريخت و آنجا همى بود . و خداى عزّ و جلّ ماهىاى را بگماشت تا آن انگشترى را فرود برد و ماهى را در دام صيّاد افگند كه سليمان شاگردى او كردى ، صياد آن ماهى را بگرفت و با ماهيان ديگر بر بالا افگند .
شبانگاه صيّاد سليمان را بر عادت هر روزى دو ماهى بداد . سليمان به شهر آمد و يكى را به نان داد و ديگرى را شكم بشكافت تا بريان كند و بخورد ، انگشترى ديد در شكم آن ماهى . شكر بارى تعالى بگزارد و انگشترى را از شكم ماهى بيرون كرد و در انگشت كرد و به مملكت خويش باز آمد به قدرت الله عزّ و جلّ ، و آن ديو را طلب كرد و نيافت . ديوان را گفت : او را از شما باز خواهم . گفتند : او به دريا فروشده است و ليكن حيلت كنيم و او را به دست آريم . پس ديوان به كنار دريا شدند و نوحه همى كردند . از دريا بانگ آمد كه چه بوده است ؟ گفتند : سليمان بمرد . آن ديو از

426

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 426
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست