نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 421
او گفت : من بياورم . گفت : به چند گاه ؟ گفتا : پيش از آنكه چشم بر هم نهى و باز كنى . چنان كه خداى گفت : * ( قال الَّذِي عِنْدَه عِلْمٌ من الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ به قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ 27 : 40 ) * . پس آصف پيش كرسى سليمان سر بر سجده نهاد و خداى را بخواند ، در ساعت تخت بلقيس را پيش خويش بديد ، گفت : * ( فَلَمَّا رَآه مُسْتَقِرًّا عِنْدَه 27 : 40 ) * . و آن از فرمان خداى عزّ و جلّ بود نه به زور و قوّت آن مرد . پس سليمان بدانست كه آن همه فضل او است كه مىكند . آنگاه گفت : * ( هذا من فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمن شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِه وَمن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ . قال نَكِّرُوا لَها عَرْشَها نَنْظُرْ أَ تَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ من الَّذِينَ لا يَهْتَدُونَ 27 : 40 - 41 ) * . از اين تخت چيزى كم كنيد و يا چيزى افزون كنيد تا چون ببيند باز شناسد يا نه ؟ و ديوان گفتند : ما خود از سليمان در عذابيم ، چون سليمان بلقيس را ببيند شك نكنيم كه وى را به زنى كند بدين نيكورويى و بدين راى و تدبير كه او [ را ] است ، و اگر از ايشان فرزندى آيد بىشك پيغمبر بود و هرگز از بلاى ايشان نرهيم . تدبير آن است كه اين زن را بر دل سليمان سرد كنيم . و آن زن را عيبى نبود مگر بر ساقهايش موى بود دراز . ديوان سليمان را گفتند : او را بر پاى موى است و زشت است و نه نيكو است . سليمان بفرمود تا صرحى عظيم بكردند ، و معنى صرح دكّان بود ، و صد ارش درازاى آن بود و صد ارش پهنا و سيصد ارش دورى ، از آبگينه . و آب در ميان دكّان كردند و اندر ميان آب ماهىاى چند و هر جانور كه در آب باشد در آنجا كردند ، و بالاى اين آبگينه استوار كردند چنان كه مردمان هر گونه بخواستندى بر او برفتندى ، و مردم چون آن را بديدندى چنان پنداشتندى كه آب است و بدان آب اندر بايد شدن ، شلوار به پاى كشيدندى . و كرسى سليمان عليه السّلام بر سر آبگينه بنهادند و سليمان بدان آن خواست تا بلقيس را ببيند تا همچنان است كه ديوان گفتند : * ( فَلَمَّا جاءَتْ قِيلَ أَ هكَذا عَرْشُكِ قالَتْ كَأَنَّه هُوَ 27 : 42 ) * . گفت : چنين است تخت تو ؟ گفتا : پندارى خود آن است . * ( وَأُوتِينَا الْعِلْمَ من قَبْلِها وَكُنَّا مُسْلِمِينَ . وَصَدَّها ما كانَتْ تَعْبُدُ من دُونِ الله إِنَّها كانَتْ من قَوْمٍ كافِرِينَ 27 : 42 - 43 ) * . گفت : پيش سليمان شو و مسلمان شو ، تا كى
421
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 421