responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 377


خداى را دعا كنيد و بگوييد : حطَّة حطَّة ، و اين لغت عبرانى است ، معنيش آن بود :
حطَّ عنّا خطايانا . يا ربّ ! گناهان ما را از ما بيفگن ، تا خداى عزّ و جلّ اين جهاد از شما بپذيرد و گناهان شما را عفو كند آنكه با زنان زنا كرديد و آنكه غنيمت حلال داشتيد ، تا گناهان شما و پدران شما را عفو كند كه موسى را گفتند ما با تو نياييم بدين حرب ، و اندر تيه بماندند . چون شما اين دعا بكنيد و بگوييد حطَّه حطَّه ، و خداى را زارى كنيد ، گناهان شما را عفو كند .
و گروهى گفتند آن شهرستان ايليا بود ، و بر زمين هيچ جايى نيست پرنعمتتر از آنجا ، و آن به آخر بيت المقدّس است . و خداى اندر قرآن اين قصه ياد كرده است : * ( وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِه الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَقُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ 2 : 58 ) * .
پس آنكه نيكوكاران بودند فرمان بردند . خداى عزّ و جلّ گفت : آن گناهان شما را به فضل و كرم عفو كردم و آن زمين ايشان را ميراث دادم و هنوز به فرزندان ايشان مانده است .
و گروهى ظالمان بودند كه فرمان خداى عزّ و جلّ نبردند ، و بدين سخن كه گفت :
بگوييد حطَّة حطَّة فسوس كردند و آن را بدل كردند ، و چون از در اندر شدند سر سوى آسمان كردند و گفتند : حنطة حنطة . ما را گندم ده كه ما از تيه بيرون آمده‌ايم و دير است تا هيچ دانه نخورديم . چنان كه خداى گفت : * ( فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ 2 : 59 ) * . و آن مردم كه اين سخن گفتند ، هفتادهزار مرد بودند و بدين فسوس خداى عزّ و جلّ بر ايشان خشم گرفت و از آسمان آتش فرستاد و همه را بسوخت .
* ( فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً من السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ 2 : 59 ) * . و اندر اين قصّه عبرتى بزرگ است تا كس بر قول خداى استخفاف نكند و شك نكند به قول خداى .
پس از آن اندر زمين بيت المقدّس شهرستانى بود نام او [ a 73 ] عانى ، و اندر او خلقى بسيار بتپرست . يوشع بنى اسرائيل را بر در آن شهرستان فرود آورد و آنجا حرب كرد و آن شهرستان بستد ، و دوازده هزار مرد را بكشت و ملك آن شهر را بيرون آورد و بر دار كرد . و از پس آن شهرستانها اندر كوهها بود با مردم بسيار و

377

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 377
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست