نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 373
باز داشتمى ، و ليكن چون او ميل به دنيا كرد او را عقوبت كردم و آن نام بر وى بپوشيدم تا از آن ملك بترسيد و بر بنى اسرائيل دعا كرد . و اندر اخبار و تفسير از عبد الله عباس روايت كنند كه ملك او را بيم نكرد و ليكن او را خواهش كرد ، اجابت بكرد ، پس او را خواسته داد بسيار . و يكى زن بود اين بلعام را ، آن زن بر دين ملك بود . بلعام را خواهش كرد و گفت : اگر بر اين سپاه دعا نكنى تا باز گردند من از تو جدا شوم . بلعام بدان خواسته ميل كرد و از بهر آن زن هوا را متابع شد و ايشان را اجابت كرد كه دعا كنم . و اين خبر با آيت قرآن موافقتر است كه خداى تعالى مىگويد : * ( وَلكِنَّه أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَواه 7 : 176 ) * . يعنى بسبب المراة . و اين ملك شش ماه با او اندر سخن بود تا او را دعا كند ، پس اجابت كرد . [ a 72 ] و آن شب همى بود تا روز . چون لشكر يوشع بر در حصار تعبيه كرد ، بلعام از در حصار بيرون آمد بر خرى نشسته ، و پيغمبران همه بر خر نشستندى و اوليا همچنين ، زيرا كه بر نشست خر تواضع بود و بر نشست اسب و ديگر مركب كبر بود . پس چون از در حصار بيرون آمد بر خر نشسته ، آهنگ سر كوه كرد كه آنجا بر شود و دعا كند . خر بايستاد و نرفت ، و سپاه بنى اسرائيل حرب همى كردند و ملك بر منظر حصار نشسته بود و بلعام را نگاه همى كرد تا كجا شود و چه كند . چون خر بايستاد او جايز نداشت خر را زدن ، و خواست كه از خر فرود آيد . و اندر اخبار تفسير چنان است كه خداى عزّ و جلّ خر را با او به سخن آورد تا او را گفت : كجا مىشوى ؟ ويحك اندر آتش همى شوى . تا حجّت خداى عزّ و جلّ بر او درست كرد . پس او بازگشت و دانست كه خطا كرد . پس روى خر باز گردانيد تا باز حصار آيد . ابليس به راه اندر پيش او آمد و خود را به دو نمود و گفت : يا بلعام چرا بازگشتى ؟ گفت : اين خر با من به سخن آمد و مىگويد : مشو بدين دعا كردن ، من خود دانم كه نبايد شدن . ابليس گفت : اين كار ديو است ، ترا اين ديو نمود كه خر هرگز سخن نگويد ، و ترا صواب آن است كه اين دعا بكنى تا اين لشكر باز گردد و اين خلق محلّ تو ببينند بر خداى تعالى به بازگشتن اين سپاه . پس آنگاه اين قوم را به خداى تعالى خوانى و به تو بگروند و فرمان تو كنند . تو خداى را بخوان تا ترا
373
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 373