نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 321
چون بنى اسرائيل زر و سيم اندر چاه كردند و سى روز ببود و موسى نيامد ، ايشان را گفت : اين چيز نيست . موسى باز شما نيايد تا اين همه نسوزيد . و سامرى زرگر بود . گفت : اين را بر كشيد تا من آن را بسوزم . همه بر روى زمين بنهادند و ايشان همى نگريستند و سامرى از آن گوسالهاى كرد ، پس آن خاك پاى جبريل عليه السّلام به دو اندر كرد . آن گوساله بانگى بكرد چون آواز گوساله . و گروهى گفتند كه گوشت و استخوان گشت همچون گوساله و بر زمين برفت و بانگ بسيار كرد و گياه خورد . و گروهى چنين گويند كه چنان زرّين بماند بر صورت گوساله و يك بانگ كرد و نيز بانگ نكرد هرگز ، چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت : * ( فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَه خُوارٌ 20 : 88 ) * . و خوار به تازى بانگ گاو باشد . پس بنى اسرائيل را گفت : * ( هذا إِلهُكُمْ وَإِله مُوسى فَنَسِيَ 20 : 88 ) * . اين خداى شما است و آن موسى . پس گفت : موسى فراموش كرد ندانست كه خدايش ايدر است ، او به طلب خداى شد و خداى اينجا پيش شما است . اين را سجود كنيد تا اين موسى را به شما دهد . بنى اسرائيل همه آن گوساله را سجود كردند و او را مقرّ آمدند . و به تفسير اندر ايدون است كه از آن سيصدهزار مرد دوازده هزار بماندند كه سجود نكردند . ديگران همه گوساله را سجود كردند . خداى گفت : * ( أَ فَلا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلا نَفْعاً 20 : 89 ) * . نديديد كه آن گوساله با ايشان نيز سخن نتوانست گفت و ايشان را منفعت و مضرّت نتوانست كرد ؟ و هارون همى گفت : * ( يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ به وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي 20 : 90 ) * . گفت : اى قوم ! اين بلايى است كه شما به دو فريفته شديد . خداى شما الله است ، مرا متابع شويد و فرمان من كنيد . ايشان گفتند : * ( لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْه عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى 20 : 91 ) * . ما دست از اين باز نداريم تا موسى باز نيايد . و هارون را گفتند : اگر خاموش باشى و اگر نه ترا بكشيم كه موسى را تو بفرستادى تا پيغمبرى و مهترى بگيرى . هارون خواست كه با آن دوازده هزار مرد كه گوساله نپرستيد از ميان ايشان بيرون شود ، باز ترسيد كه موسى گويد تو بنى اسرائيل را به زمين بپراگندى و تباه كردى . پس ايشان [ همچنان ] گوساله را مىپرستيدند و موسى به كوه طور سينا روزه
321
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 321