نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 293
اين خداى عالميان كه ترا فرستاده است چيست و كيست ؟ * ( قال رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ 26 : 24 ) * . گفت : خداى آسمانها و زمين ، و آنچه بدين ميانه اندر است همه او آفريد و او نگاهدارندهء همه است . * ( قال لِمَنْ حَوْلَه أَ لا تَسْتَمِعُونَ 26 : 25 ) * . فرعون همنشينان خود را كه گرداگرد او نشسته بودند گفتا : نشنويد كه چه گويد ؟ * ( قال رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبائِكُمُ الأَوَّلِينَ 26 : 26 ) * . گفت موسى مىگويد خداى شما است و خداى پدران شما كه پيش از شما بودند . فرعون گفت : * ( إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ 26 : 27 ) * . از روى فسوس گفتا : شما را رسولى ديوانه فرستادهاند . موسى گفتا : * ( رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ 26 : 28 ) * . همچنانكه آسمان و زمين و آنچه بدين ميانه اندر است او را است ، همچنين مشرق و مغرب و هر چه اندر اين ميانه است او را است . اگر شما را عقل و دانش است . فرعون گفتا : * ( لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لأَجْعَلَنَّكَ من الْمَسْجُونِينَ 26 : 29 ) * . اگر جز من خدايى ديگر پرستى من ترا به زندان كنم . موسى گفت : * ( أَ وَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ 26 : 30 ) * . ترا چيزى بنمايم و آيتى پيدا كنم تا بدانى كه من پيغمبرم . فرعون گفت : * ( فَأْتِ به إِنْ كُنْتَ من الصَّادِقِينَ 26 : 31 ) * . گفت : بيار و بنماى اگر راستگويى . * ( فَأَلْقى عَصاه فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ 26 : 32 ) * . موسى عصا از دست بيفگند ، مارى گشت عظيم و بزرگ و دهن باز كرد ، لب زيرين زير تخت فرعون نهاد و لب زبرين بر كنگرهء كوشك ، و خواست فرعون را با تخت و قصر و مملكت فرو برد . هر كه با فرعون بودند از بيم بجستند . فرعون بترسيد و از تخت فرود افتاد و به زير تخت اندر شد و شكمش فرو رفت از بيم ، چنان كه هفتهاى شكمش همى رفت با آنكه او را هر هفت روز يك بار حاجت آمدى . و از اين بود كه اندر خود چيزهايى ديد كه اندر كس نديد تا به خويشتن فريفته شد ، گفت من نه آدميم ، خدايم . پس فرعون از زير تخت موسى را آواز كرد و زينهار خواست ، گفت : اين را برگير تا به تو بگروم و آن كنم كه تو فرمايى . موسى گردن مار بگرفت ، همچنان عصا گشت . فرعون از زير تخت بيرون آمد و به جاى خويش بنشست . موسى دست از زير جيب درّاعه بركشيد سپيد چون ماه بتافت ، چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت : * ( وَنَزَعَ يَدَه فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ . قال لِلْمَلإِ ) *
293
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 293