responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 241


كه اين كرم را برگير و باز جاى نه تا روزى خويش بخورد و مزد او از من نشود ، تا چنان شد كه گنده شد و گند او مردمان را رنجه كرد و نتوانستند اندر آن ديه بودن با او . مردمان ديه او را از ديه بيرون انداختند ، و بر در ديه يكى تودهء خاك بود او را آنجا بيفگندند و گفتند تا ايدر بميرد .
پس ايّوب اندر آن بلا هفت سال بماند و هر روز بلا بر بلا همى افزود و ايّوب صبر همى كرد و خداى را شكر همى كرد و يك ساعت زبان او نياسود از ذكر خداى عزّ و جلّ و تحميد و تهليل . و سخن نگفتى و بر دل او انديشه‌اى نرفتى كه خداى عزّ و جلّ نپسنديدى ، تا وى از حدّ صبر به حدّ جزع افتاد تا فريشتگان آسمان اندر او عجب بماندند ، و ابليس اندر كار وى خيره شد و متحيّر گشت و ندانست كه چه حيلت [ a 46 ] كند . پس انديشيد كه به حيلت زنش را از وى جدا كند تا ايّوب تنها بماند و كس او را تعهّد نكند ، مگر بدان اندر جزع كند . يك روز آن زن همى رفت با طعام كه سوى ايّوب شود . ابليس اندر راه پيش او آمد بر صورت پيرى و گفت : اى رحمه ! تو نه دختر افراييمى پسر پيغمبر عليه السّلام ؟ گفت : آرى . گفت : اين چه حالت است كه ترا همى بينم ؟ گفت : شوى من پيغامبر خداى تعالى است و او مبتلا شده است و او را همى خدمت كنم . گفت : ايّوب را خدمت مكن تا بلاى او به تو نرسد چون دست بر وى نهى . زن گفت : مرا چاره نيست كه او پيغمبر خداى است و شوى من است و او را بر من حقّ است ، و به روزگار نعمت از آن او بوده‌ام ، به شدّت از او جدا نشوم .
ابليس نوميد بازگشت از وى ، و رحمه ايّوب را بگفت . گفتا : آن ابليس است ، نگر تا ديگر باره با وى سخن نگويى . پس ديگر روز پيش رحمه آمد بر صورت مردى جوان نيكو روى ، او را گفت : اى زن ! تو كيستى بدين نيكويى ؟ گفت : مرا شويى هست پيغامبر و مبتلا شده است ، و من از مردمان طعام خواهم و به خدمت او برم و او را دهم و خدمت او كنم . گفتا : اى زن ! با اين روى نيكو مبتلايى را چه كنى ؟
او را بگوى تا ترا طلاق دهد تا من ترا به زنى كنم ، و من از فلان ده‌ام و خواستهء من چندين و چندين است ، آن همه ترا دهم و ترا نيكو دارم . زن گفت : شوهر من پيغامبر خداى است و من بر وى هيچكس ديگر نگزينم . ابليس از وى نوميد گشت . رحمه

241

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 241
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست