نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 22
آدينه در مسجد جامع به نزد او آمدند و در بارهء امام احمد حنبل و حديث « جلوس بر عرش » از وى پرسش كردند . ابو جعفر در پاسخ آنان به شجاعت تمام گفت : « امام احمد بن حنبل ، خلاف او اعتبارى ندارد ، و من تاكنون نديدهام كه از او حديثى روايت شده باشد ، و نديدهام براى او اصحاب و پيروانى كه به سخنان آنان اعتماد و اعتبارى شده باشد ، و نديدهام براى او اصحاب و پيروانى كه به سخنان آنان اعتماد و اعتبارى باشد ، و اما حديث « جلوس بر عرش » ، پس محال است . » آنگاه اين شعر را خواند : < شعر > سبحان من ليس له أنيس و لا له فى عرشه جليس < / شعر > منزّه و پاك است و او را همدمى نيست ، و نه در عرش او را جليسى است . حنبليان چون گفتار او شنيدند بر او تاختند و دواتهاى خود را كه بيش از هزار بود به سوى او پرتاب كردند . طبرى از ميان آن گروه آشفتهء متعصّب برخاست و به خانه رفت . مخالفان دور خانه اش را فراگرفتند و از گوشه و كنار به سنگباران پرداختند ، چندانكه تودهاى انبوه از سنگ بر در خانه اش انباشته شد . نازوك ، صاحب شرطهء بغداد ، با گروهى از لشكريان مردم را از گرد خانهء او دور كردند و خود يك روز و شب در حفاظت ابن جرير به پاسدارى پرداختند . ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى پس از سفرهاى بسيار كه در طلب دانش كرد ، و از دانشمندان و فقيهان و مفسّران و محدثان و قاريان و اديبان بهره ها گرفت ، در بغداد خانهاى بساخت و اوقات خود را به عبادت و مطالعه و تأليف و تصنيف منحصر داشت . طبرى در نزد مردم و خليفگان و اميران مرتبتى و الا داشت و به احترام و عزّت بسيار مىزيست . و گوياى اين پايگاه بلند ، عبارت صاحب تاريخ طبرستان است : محمّد بن جرير الطَّبرى ، مؤلف كتاب الذيل و المذيل ، و كتاب تفسير القرآن و معانيه ، و كتاب التاريخ ، و مذهب و طريقت او معتقد خلايق و اتّفاق علما كه مثل او در هيچ طايفه نبود ، و مسطور است در كتب كه بر در سراى او به بغداد چهار صد استر بر شمردندى از آن ابناء خلفا و ملوك و وزراء ، و از اين جمله سى استر هر يك با خادم حبشى بودندى كه به اقتباس علوم پيش او شدندى .
مقدمه 22
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 22