نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 162
كردن ، طعام او نخوردى . چون ابراهيم از ايشان بترسيد ، ساره بخنديد و از ترسيدن ابراهيم شگفت آمدش كه ابراهيم با چندين كس كه او دارد ، چاكران و رهيان ، ازين سه تن همى بترسيد . خويشتن را پيدا كردند و گفتند : * ( لا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمِ لُوطٍ . وَامْرَأَتُه قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَمن وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ 11 : 70 - 71 ) * . گفتند : مترس كه ما رسولان خداييم و به قوم لوط همى شويم تا ايشان را هلاك كنيم . آنگه ابراهيم بخنديد و جبريل را بشناخت و جبريل او را بشارت داد و گفت : ترا از اين زن پسرى آيد . نام او اسحق ، و از پس اسحق پسرى بود نام او يعقوب ، و از پشت ايشان پيغمبران باشند بسيار . ساره را شگفت آمد كه هفتاد ساله شده بود و حيضش گسسته و پشت گرديده ، چنان كه خداى عز و جل گفت : * ( وَقالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ 51 : 29 ) * . و ابراهيم از او به ده سال بزرگتر بود . پس ساره گفت : از زنى گنده پير و مردى پير ، فرزند چون آيد ، چنان كه خداى تعالى از او حكايت كرد : * ( قالَتْ يا وَيْلَتى أَ أَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهذا بَعْلِي شَيْخاً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ 11 : 72 ) * . جبريل گفت : * ( أَ تَعْجَبِينَ من أَمْرِ الله رَحْمَتُ الله وَبَرَكاتُه عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّه حَمِيدٌ مَجِيدٌ 11 : 73 ) * . و جايى ديگر گفت : * ( قالُوا كَذلِكَ قال رَبُّكِ إِنَّه هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ 51 : 30 ) * . و ابراهيم گفت : * ( قالُوا بَشَّرْناكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُنْ من الْقانِطِينَ 15 : 55 ) * . پس چون ابراهيم پشيمان شد از ايشان باز غم لوط خورد ، چنان كه خداى گفت : * ( فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ وَجاءَتْه الْبُشْرى يُجادِلُنا في قَوْمِ لُوطٍ . إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاه مُنِيبٌ 11 : 74 - 75 ) * . و مجادله آن بود كه خداى از او حكايت كرد آنجا كه گفت : * ( يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا إِنَّه قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ 11 : 76 ) * . باز گرد از اين سخن بدرستى كه آمد فرمان خداى تعالى ، فرستاد بديشان عذابى كه آن را باز نتوان گردانيدن . * ( قال إِنَّ فِيها لُوطاً 29 : 32 ) * . گفت : يا جبريل شما همى رويد كه آن قوم را هلاك كنيد ، و لوط به ميان ايشان اندر است . [ b 30 ] جبريل گفت : * ( قالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها لَنُنَجِّيَنَّه وَأَهْلَه 29 : 32 ) * . گفتند : ما بهتر دانيم كه اندر آنجا كيست ، او را برهانيم و اهل او را . ابراهيم گفت : نيز مؤمنان ؟ جبريل گفت : هر كه مؤمن است او را نيز برهانيم . * ( فَأَخْرَجْنا من كانَ فِيها من الْمُؤْمِنِينَ . فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ من الْمُسْلِمِينَ 51 : 35 - 36 ) * . و هيچكس
162
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري جلد : 1 صفحه : 162