responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 154


بدان چاه خويش آب كم شده بود و گروهى از آن مردمان ايشان به بيابان اندر همى گشتند . و به ميان كوهها اندر مرغان ديدند ، گرد آمدند و گفتند : اگر ايدر آب نيستى ، اين مرغان ايدر چه كردندى ؟ ! مگر از اين كوهها چشمه‌اى بيرون آمده است . چون آنجا رسيدند ، چشمهء آب ديدند و زنى ديدند و كودكى خرد را كه آنجا نشسته بودند .
گفتند : اى زن ! ترا بدينجا كه آورد ؟ گفت : خداى عز و جل . گفتند : اين آب ترا كه داد ؟ گفت : خداى عز و جل . گفتند : اينجا تو زنىاى بتنها . ترا اينجا دل تنگ شود و ما جمعى مردمانيم . بر سر چاه اينجا آييم و بر سر اين آب ترا مونس باشيم تا دل تو تنگ نشود ، و ترا و اين كودك را بداريم . هاجر گفت : روا باشد .
و از آن مردم يك نيم آنجا آمدند و با هاجر همى بودند . و اسماعيل بزرگ همى شد . چون سه سال بر آمد ، ابراهيم عليه السلام مر جبريل را عليه السلام از خبر اسماعيل بپرسيد . گفت : خداى عز و جل او را چاهى داده است پر آب و مردمان بر سر چاه آب آمدند و با او همى باشند . ابراهيم را آرزوى اسماعيل آمد . از ساره دستورى خواست كه به مكه شود و آن كودك را ببيند . ساره دانست كه اگر او را از آرزوى فرزند باز دارد او را بزه بود و خداى نپسندد . ابراهيم را دستورى داد [ a 29 ] تا بشود و ايشان را ببيند و فرود نيايد و به شب آنجا نباشد ، و ابراهيم را بر اين شرط سوگند داد ، و ابراهيم برفت و از آنجا كه ابراهيم بود به زمين فلسطين تا به مكه پنج روزه راه بود . خداى عز و جل براقى بفرستاد از آسمان ، چنان كه شب معراج سوى پيغامبر ما عليه السلام ، كه او را به يك شب از مكه به بيت المقدس برد . همان براق را سوى ابراهيم فرستاد تا بر آن نشست و به مكه شد . بامداد بر نشست ، نيم روز به مكه بود ، پنج روز راه . و اسماعيل و هاجر را بديد و هم آنگه بازگشت و فرود نيامد و شبانگاه باز سوى ساره آمده بود . يك روزه براق ده روزه راه برفت . و ابراهيم همچنين يك روز به مكه شدى و باز آمدى و ايشان را بديدى و فرو نيامدى . بامداد بشدى و شب را باز ساره آمده بودى ، تا اسماعيل پنج ساله شد . و خداى عز و جل جبريل را عليه السلام آن روز كه سوى قوم لوط فرستاد تا ايشان را هلاك كند ، و جبريل بيامد و گذر بر ابراهيم كرد و او را به اسحق بشارت داد كه از ساره او را

154

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 154
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست