responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 128


بمردند ، چنان كه خداى گفت : * ( فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ 27 : 51 ) * . پس چون روزى چند بر آمد ، مردى بدان راه مىگذشت . آن مردمان را ديد زير آن سنگ اندر مانده و بمرده . باز آمد و قوم را آگاه كرد . بيرون شدند و آن قوم را ديدند آنجا به زير سنگ اندر مرده . بيرون آوردندشان و به شهر آمدند و از صالح برگشتند و او را گفتند : نه بس بود كه ما را فراز كردى [ به فسوس ] تا فرزندان اين مردمان بكشتيم ، نيز پدران ايشان بكشتى ؟ و ما را اين اشتر به كار نيست ، ما او را بكشيم .
پس گرد آمدند و كسى جستند كه آن اشتر را بكشد . هر كه را گفتند ، اجابت نكرد . اين غلام مهتر زاده اجابت كرد و برخاست و پيش اشتر آمد بر چشمه ، كه آن اشتر همى آب خورد با بچه . و از دور بيستاد با ياران خويش و شمشيرى بر پاى اشتر زد و بيفگند و آهنگ سوى بچه كرد تا بكشد . بچه بگريخت و بر آن كوه شد كه مادرش از آنجا بيرون آمده بود ، و بر سر كوه شد .
صالح را خبر آوردند كه اشتر را بكشتند . صالح بيرون آمد و گفت : اى قوم ! عذاب را بياراييد كه عذاب آمد از آسمان . ايشان پشيمان شدند و از عذاب بترسيدند . صالح را گفتند : ما نفرموديم و نپسنديديم ، اين غلام او را كشت . اكنون ما را چه حيلت است ؟ صالح گفت : بنگريد تا آن بچه را بيابيد تا به ميان ما اندر باشد ، مگر عذاب نيايد . صالح برفت و با آن قوم بر آن كوه كه آن بچه اشتر شده بود . بچه چون صالح را بديد با قوم ، بيستاد و روى سوى ايشان كرد و سه بانگ بكرد پس برفت ، و ايشان از پس او بشدند و اندر نيافتند .
صالح گفت : عذاب را بياراييد و بدانيد كه اين بچه سه بانگ كرد ، شما را سه روز زمان است : نخستين روز رويتان زرد شود ، و ديگر روز سرخ شود ، و سديگر روز سياه شود ، و چهارم روز عذاب آيد چنان كه خداى تعالى گفت : * ( تَمَتَّعُوا في دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ 11 : 65 ) * . نخستين روز رويهايشان زرد شد ، و ديگر روز سرخ گشت ، و سوم روز سياه شد . دانستند كه عذاب آمد ، ليكن ندانستند كه از كدام سوى آيد . پس بانگى از آسمان بيامد كه از سهم آن بانگ جانهاشان از تن جدا شد ،

128

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 128
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست