responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 122


و پانصد سال اندر اين روزگار بشد و سيم و زر همه جهان سپرى گشت ، و جواهر و طيب همه عالم آنجا رفت . پس او را خبر بردند ، و او به حضرموت بود ، گفتند : تمام شد . برخاست و با آن هزار سرهنگ و دويست وزير و سى هزار حشم ، چون به يك منزلى برسيد ، آهويى پيش آمد بر خيال . پوهاى آهو از سيم و سروهاش از زر و چشم او از ياقوت و پايهايش از پيروزه ، و چنان به چشمش آمد كه از آن نيكوتر چيزى نديده بود .
شدّاد اسب بر انگيخت و از پس او بشد و از سپاه جدا گشت . آهو ناپديد شد .
سوارى ديد كه اندر بيابان همى آمد ، روى سوى او نهاد . چون نزديك رسيد او را گفت : اى بندهء ضعيف ! چه مىانديشى و چه مىكنى بدين حال كه تو هستى و بدين كه كردى ؟ از مرگ امان يافتى يا نه ؟ شدّاد خيره گشت . گفت : تو كيستى ؟ گفت : من ملك الموتم . گفت : چه خواهى ؟ گفت : جان تو . گفت : زنهار . گفت : چه زنهار ؟ گفت :
چندان زمانم ده تا اين جاى كه كرده‌ام يك ديدار ببينم . گفت : فرمان نيست . پس ملك الموت گفت : روى برگردان . شدّاد روى برگردانيد ، چون باز نگريد ، ملك الموت پيش او ايستاده بود . خويشتن را به دو نمود و جان از تن او جدا شد و از اسب اندر گشت و بيفتاد مرده ، و آن سپاه او همه آنجا رسيده بودند . يكى بانگ از آسمان بيامد و آن همه لشكر را جان از تن بگسست و هيچكس از آن همه خلق در آن جايگه نرسيدند .
و هود عليه السّلام پيش از اين به چهارصد و پنجاه سال مرده بود . و هود از عمزادگان ايشان بود . و نسبت شدّاد ايدون بود : شدّاد بن عاد بن عملاق ، و هود بن خالد بن الخلود بن عايم عملاق بن عاد بود .
و ايدون گويند كه هيچكس از مردم بدان شهرستان نرسيدند تا روزگار معاوية ابن ابى سفيان به شام اندر مردى اشتر را گم كرده بود . همى گشت بدان بيابان اندر تا بدان جاى افتاد . چيزى ديد كه هرگز چنان نديده بود و گوش او نشنيده بود ، ندانست كه آن چيست . پس اندر شد و به وى اندر بگشت و خواست كه از آن گوهرها كه به ديوار اندر نشانده بود بكند ، نتوانست كه از اندرون به بيرون آورده بودند . پس از آن

122

نام کتاب : تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) نویسنده : محمد بن جرير الطبري    جلد : 1  صفحه : 122
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست