responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الفاروق ( فارسي ) نویسنده : مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة    جلد : 1  صفحه : 640


ام جميل خيال مىكرد ، ضرار بن خطاب كه از سران كفار بود ، برادر عمر بن خطاب است ، و چون در زمان جاهليت خدمتى به ضرار كرده بود ، بعد از اسلام زمانيكه عمر بن خلافت رسيد نزد او آمد تا عوض خدمتى كه به ضرار كرده كمكى از او بگيرد ، اما عمر به او گفت ضرار برادر دينى من است نه برادر واقعى اما به خاطر خدمتى كه به او كردى از او تشكر مىكنم و از باب ابن السبيل به او كمك كرد . ضرار بن خطاب كه در جنگ احد در ميان كفار و از سران آنها بود ، عمر را هنگام فرار گرفت و با كنار نيزه به او زد و گفت ، بلند شو خود را نجات بده ، ترا نخواهم كشت ، عمر بعد از مسلمان شدن ضرار هميشه خود را مديون او مىدانست .
- البداية و النهايه ج 3 ص 133 ابن هشام مىگويد : ضرار بن خطاب در جنگ احد عمر را در حال فرار رفت ولى او را نكشت بلكه با كنار نيزه به او زد كه بلند شو فرار كن ، ترا نمىكشم ، لذا عمر بعد از اسلام آوردن ضرار هرگز محبت او را فراموش نكرد .
< فهرس الموضوعات > * * * عمر در خيبر فرار مىكند ، سپس ادعا مىكند پيامبر صلى الله عليه وآله دستور قطع درختان خرما را داد و من او را متوجه اشتباهش كردم ! !
< / فهرس الموضوعات > * * * عمر در خيبر فرار مىكند ، سپس ادعا مىكند پيامبر صلى الله عليه وآله دستور قطع درختان خرما را داد و من او را متوجه اشتباهش كردم ! !
< فهرس الموضوعات > عمر وسپاهيانش فرار كردند ، او آنها را و آنها او را متهم به ترس و فرار مىكردند ! !
< / فهرس الموضوعات > عمر وسپاهيانش فرار كردند ، او آنها را و آنها او را متهم به ترس و فرار مىكردند ! !
- مستدرك حاكم ج 3 ص 37 ابوالعباس . . . از ابو موسى حنفى از على ( عليه السلام ) روايت مىكند : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم به خيبر رسيد ، سپاهى را به فرماندهى عمر بسوى قلعه‌هاى خيبر روانه كرد ، جنگ در گرفت ، عمر و يارانش فرار كردند ، عمر آنها را متهم مىكرد كه آنها ترسيدند و فرار كردند ، آنها هم عمر را متهم كرده كه او ترسيد و فرار كرد . . . . . .
ابوبكر احمد بن سلمان . . . از جابر روايت مىكند : رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم پرچم را در خيبر بدست عمر داد ، اما او اصحابش ترسيده و فرار كرده ، و يكديگر را متهم مىكردند ! !

640

نام کتاب : الفاروق ( فارسي ) نویسنده : مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة    جلد : 1  صفحه : 640
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست