< فهرس الموضوعات > بارها به پيامبر صلى الله عليه وآله مراجعه كرد وحضرت هم بارها برايش شرح داد . . . اما فايده نداشت < / فهرس الموضوعات > بارها به پيامبر صلى الله عليه وآله مراجعه كرد وحضرت هم بارها برايش شرح داد . . . اما فايده نداشت - صحيح مسلم ج 5 ص 61 محمد بن ابى بكر . . . . . از معدان بن ابى طلحه روايت ميكند : عمر بن خطاب روز جمعه خطبه خواند و ياد رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم وابوبكر كرد و گفت : من چيزى مهمتر از كلاله ، از خودم باقى نمىگذارم . هرگز براى فهميدن چيزى مانند كلاله ، آنقدر به رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم مراجعه نكردم ، و هرگز هم آن حضرت به خاطر چيزى مانند كلاله ، با من با خشونت برخورد نكرده بود . چنانكه با انگشت به سينهام زد وفرمود : عمر آيا ، صيف ، كه در آخر سوره نساء آمده ، براى تو كافى نيست . ( آيه صيف كه درباره كلاله ، مى باشد در تابستان نازل شده ، بهمين خاطر به آيه صيف ( تابستان ) مشهور شده است ) . سپس عمر گفت : اگر زنده بمانم درباره كلاله ، چنان حكم خواهم كرد كه هر كسى بتواند چنان حكم كند حتى اگر قادر به خواندن قرآن نباشد . < فهرس الموضوعات > براى فهم كلاله از دخترش حفصه كمك گرفت و پيامبر صلى الله عليه وآله هم براى او املاء فرمود ، اما از خدا خواست كه عمر معناى آنرا نفهمد ! ! < / فهرس الموضوعات > براى فهم كلاله از دخترش حفصه كمك گرفت و پيامبر صلى الله عليه وآله هم براى او املاء فرمود ، اما از خدا خواست كه عمر معناى آنرا نفهمد ! ! - الدر المنثور ج 2 ص 249 ابن راهويه و ابن مردويه روايت مىكنند : عمر از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم پرسيد ، كلاله ، چگونه ارث مىبرد ؟ اين آيه نازل شد ( يستفتونك ، قل الله يفتيكم فى الكلاله . . . . ( عمر معناى آنرا نفهميد . به حفصه ( دخترش كه همسر رسول خدا صلى الله عليه وآله بود . ) گفت : هنگامى كه ديدى رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم سرحال است اين مسأله را از او بپرس . حفصه هم پرسيد ، حضرت فرمود : پدرت گفت كه بپرسى ؟ من در پدرت نمىبينم كه بتواند معناى كلاله را بفهمد ، عمر هميشه مىگفت : بله او در من چنين چيزى نمىديد ! چرا كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) گفت آنچه را بايد بگويد . عبد الرزاق و سعيد بن منصور و ابن مردويه از طاوس روايت مىكند : عمر به حفصه دستور داد از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم درباره كلاله بپرسد ، او هم پرسيد ، حضرت برايش املاء فرمود ، و پرسيد : آيا عمر از تو خواست بپرسى ، در او نمىبينم آنرا بفهمد ، آيا آيه صيف