كارى مىخواهى بكن ( كنايه از اينكه مرگت فرا رسيده است ) قعنبى . . . از سعيد بن مسيب نقل مىكند : براى عمر طبيب آوردند ، به او شراب ( نبيذ ) دادند ، از زخمهايش چرك و خون بيرون زد ، شير به او دادند ، مايع سفيد رنگ از زخمها بيرون آمد ، طبيب كه چنين ديد گفت : وصيتهايت را بكن . مردم همه به گريه افتادند ، عمر گفت : هر كه مىخواهد گريه كند برود بيرون ، آيا نشنيدهايد كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم فرمود : گريه و زارى اهل و عيال ميت او را عذاب مىدهد ( يا سبب عذاب ميت مىشود ) . ابن مبارك مىگويد : هنگامى كه عمر زخم خورده و او را به خانه آوردند حفصه گريان و نالان فرياد مىزد پدرم ، پدرم . سپس حفصه گفت يا مردم بيرون بروند تا من با پدرم تنها باشم يا من بيرون بروم ، لذا مردم بيرون رفتند . هنگامى كه حفصه به عمر نگاه كرد ديد كه بشدت بدنش ضعيف شده ، عمر به او گفت دخترم ، كافر گريه مىكند يا آنكه بر كافر گريه مىكنند ( تو براى من گريه نكن ) موسى بن اسماعيل از حماد بن سلمة از انس روايت مىكند : هنگامى كه عمر زخم خورد ، حفصه صدايش به گريه بلند شد ، عمر به او گفت : گريه نكن ، آيا نشنيدهاى كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم فرمود : گريه بر ميت موجب عذاب واذيت اوست . - تاريخ مدينه ج 3 ص 907 موسى بن اسماعيل . . . از انس روايت مىكند : صهيب براى برادرش عمر گريه مىكرد ، عمر به او گفت : صهيب هر كه را براى او گريه كنند ، عذاب خواهد شد . احمد بن موسى . . . از محمد بن موسى روايت مىكند : عمر به برادرش صهيب گفت : آه و ناله و گريه و زارى نكن ، زيرا موجب عذاب ميت مىشود ( اين قضيه وقتى بود كه عمر را ترور كردند ) عبدالواحد بن غياث . . . از ابن عباس روايت مىكند : من دم درب خانه عمر نشسته بودم كه ديدم برادرش صهيب رسيد ، بشدت گريه و زارى مىكرد و واحبيباه ، وا خليلاه ، وا عمراه ، مىگفت . عمر به او گفت ، صبر داشته باش برادر ، آيا نشنيدهاى هر كه را برايش بگريند ، عذاب خواهد شد . - المغني ج 2 ص 412 عائشه عمر را رد كرد و گفت رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم نفرمود گريه اهل و عيال موجب عذاب ميت است ، بلكه فرمود : گريه اهل و عيال كافر باعث زياد شدن عذاب كافر مىگردد