responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الفاروق ( فارسي ) نویسنده : مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة    جلد : 1  صفحه : 257


عبدالله بن صالح . . . از عمرو بن اشجع روايت مىكند ، عمر مىگفت : گروهى خواهند آمد كه درباره متشابهات قرآن بحث و تحقيق و مجادله خواهند كرد ، با آنها به سنت و روايات بحث كنيد ، زيرا راويان به كتاب خدا عالم‌ترند .
- كنز العمال ج 2 ص 335 4173 - از ابو عثمان نهدى نقل شده : صبيغ ( عراقى ) از عمر بن خطاب درباره مرسلات ، و ذاريات و نازعات سؤالاتى كرد ، عمر گفت كلاهت را بردار ، كلاه را برداشت ، عمر ديد كه موى بلندى دارد ، گفت اگر سرت را زده بودى ، گردنت را مىزدم ( كنايه از اينكه اگر به نشانه خارجى بودن و عضو خوارج بودن سر مىتراشيدى ، تو را مىكشتم ) .
سپس به اهل بصره نوشت ، با صبيغ معاشرت و مجالست نكنند ، ابو عثمان مىگفت هر كجا كه جمع بوديم اگر صبيغ مىآمد همه متفرق مىشديم .
4174 - محمد بن سيرين مىگويد : عمر بن خطاب به ابوموسى اشعرى نوشت : هيچكس با صبيغ حق معاشرت ندارد ، و دستور داد : سهم او را از بيت المال قطع كنند .
- كنز العمال ج 2 ص 336 4180 - اسحاق بن بشر القريشي از اسحاق روايت مىكند : مردى پيش عمر بن خطاب آمد و پرسيد مراد از ( النازعات غرقا ) چيست ؟ عمر گفت ، تو كيستى ؟ گفت از اهل بصره از قبيله بنى سعد شاخه‌اى از بنى تميم هستم ، گفت ، از قوم وحشى ، مىخواهى چيزى براى رئيس خودت ببرى كه زياد از آن خوش ندارى ، سپس او را گرفت و تكان داد بطورى كه كلاه از سرش افتاد ، ديد كه خيلى مو دارد ، گفت : اگر سرت را تراشيده بودى ، گردنت را مىزدم ( سر تراشيدن نشانه آن بود كه از خوارج و مخالف دولت مىباشد ) سپس به ابو موسى اشعرى نوشت : اصبغ بن عليم التميمى بدنبال چيزهائى مىگردد كه خارج از شأن و تكليف اوست ، بيعت او را قبول نكنيد و چنانچه مريض شد عيادتش ننمائيد ، و در مرگ او حاضر نشويد ، سپس رو به حاضرين كرد و گفت : خدا شما را خلق كرد و از ضعف و ناتوانى شما آگاه بود ، لذا براى شما پيامبرانى فرستاد و كتاب براى شما نازل كرد ، اوامر و نواهى و واجبات و محرماتى مقرر و شما را امر به اطاعت فرمود و از

257

نام کتاب : الفاروق ( فارسي ) نویسنده : مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة    جلد : 1  صفحه : 257
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست