- المغنى ج 6 ص 553 : . . . احمد مىگويد : پيامبر ( ص ) فرموده است : زكات و صدقه براى من او اهل بيتم حلال نيست . سپس حضرت سهم ذوى القربى ( خمس ) را به جاى صدقه براى آنان قرار داد . ذوى القربى همان كسانى هستند كه خداوند آنان را اهل بيت پيامبر ( عليهم السلام ) قرار داده است ، آنگاه حديث زيد بن ارقم را روايت مىكند كه آن حضرت فرمود شما را به خدا اهل بيت مرا مراعات كرده و فراموش نكنيد . . . - بدائع الصنايع ج 2 ص 49 : ( از دلايلى كه حرمت صدقه و زكات را بر بنى هاشم مىرساند ) روايت پيامبر ( ص ) است كه فرمود : اى بنى هاشم خداوند دوست ندارد آب چرك مردم به شما برسد و عوض آن خمس از غنيمت را براى شما قرار داده است . همچنين از آن حضرت روايت شده كه صدقه و زكات بر بنى هاشم حرام است و در روايتى ديگر آمده است : اگر خرماى زكات جائز بود من هم از آن مىخوردم و در روايت ديگرى فرموده است : اى بنى هاشم خداوند آب چرك دست مردم ( زكات ) را بر شما حرام كرده است . معناى آبچرك دست مردم به اين است كه زكات پليد است و خداوند به احترام بنى هاشم و بزرگداشت مقام رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم آن را از آنان دور داشته است . . . < فهرس الموضوعات > و آنها با تهديد به قتل و آتش سوزى آل پيامبر را تسلى دادند ! ! < / فهرس الموضوعات > و آنها با تهديد به قتل و آتش سوزى آل پيامبر را تسلى دادند ! ! - المعيار و الموازنه ص 232 على ( عليه السلام ) و عباس و زبير در خانه فاطمه ( عليها السلام ) بودند كه ابوبكر عمر را فرستاد تا آنها را از خانه بيرون بياورد ، چنانچه امتناع كردند ، با آنها بجنگد . عمر آتش آورد تا خانه را آتش بزند كه با فاطمه ( عليها السلام ) روبرو شد ، فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : اى پسر خطاب مىخواهى خانه مرا بسوزانى گفت بله مگر آنكه مانند همه مردم بيعت كنيد . . . اما سعد بن عبادة بيعت نكرد و به شام رفت ، هشام كلبى مىگويد ، عمر كسى را به دنبال سعد به شام فرستاد ، تا او را به بيعت وادار كند ، چنانچه قبول نكرد او را بكشد . . . و او هم سعد را كشت . < فهرس الموضوعات > بخارى به اشتباه عليه عمر دليل مىآورد . . . الحمد لله < / فهرس الموضوعات > بخارى به اشتباه عليه عمر دليل مىآورد . . . الحمد لله