العاص و حريث بن عمرو و ضحاك بن قيس فهرى و ابن سيرين اخته كننده حيوانات ، عاص بن وائل سهمى دامپزشك ، پسر عمرو بن عاص قصاب ، ابو حنيفه رئيس مذهب حنفيه هم شغل قصابى داشته است . اينها شغل عدهاى از اشراف و بزرگان بود . < فهرس الموضوعات > آيا معقول است كه عمر سفير قريش در جاهليت بود < / فهرس الموضوعات > آيا معقول است كه عمر سفير قريش در جاهليت بود - تهذيب التهذيب ج 7 ص 386 اسامة بن زيد بن اسلم از پدرش از جدش روايت مىكند : شنيدم عمر بن خطاب مىگفت چهار سال قبل از فجار اعظم ( جنگ بزرگى در عرب ) بدنيا آمدم ( مىگويند سيزده سال بعد از عام الفيل بدنيا آمده است ) . زبير بن بكار مىگويد : عمر از اشراف قريش بود و هر كجا كه لازم مىشد ، بعنوان سفير قريش عمل مىكرد و چنانچه جنگى در مىگرفت ، او بعنوان سفير معرفى گشته و در مقام مفاخره و منافرة فرستاده مىشد . واسد الغابة ج 4 ص 145 < فهرس الموضوعات > آيا معقول است كه عمر بعنوان حكم در ميان قبائل عرب در جاهليت حكم مىكرد < / فهرس الموضوعات > آيا معقول است كه عمر بعنوان حكم در ميان قبائل عرب در جاهليت حكم مىكرد - كنز العمال ج 4 ص 548 11618 - رباح به حارث مىگويد : زمانى كه اعراب قبل از اسلام از يكديگر اسير مىگرفتند ، عمر بن خطاب حكم كرده بود هر كسى يكى از بستگان او در جائى اسير باشد بايد براى رهائى او براى اسير مرد دو غلام مرد و براى اسير زن دو كنيز بدهد . < فهرس الموضوعات > * * * شغل عمر در مدينه < / فهرس الموضوعات > * * * شغل عمر در مدينه < فهرس الموضوعات > كار و كاسبى در بازار مرا از تفقه در دين و فهم مطالب و احكام دينى غافل كرد . . < / فهرس الموضوعات > كار و كاسبى در بازار مرا از تفقه در دين و فهم مطالب و احكام دينى غافل كرد . . - بخارى ج 3 ص 6 مخلد بن يزيد . . . از ابو موسى اشعرى نقل مىكند : از عمر اجازه ورود خواستم ، به من اجازه ندادند ، من هم برگشتم گويا سرش شلوغ بود . بعد از آنكه سرش خلوت شد گفت به عبدالله بن قيس ( ابو موسى اشعرى ) بگوئيد داخل شود ، گفتند : او برگشت . بدنبال او فرستاد و گفت چرا برگشتى ؟ گفت به ما اينطور دستور دادهاند عمر گفت بايد دليل بياورى . لذا با هم به مجلس انصار رفته و از آنها سؤال كردند ، ابو سعيد خدرى هم شهادت داد كه دستور چنين بوده است .