responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الفاروق ( فارسي ) نویسنده : مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة    جلد : 1  صفحه : 1210


ابوبكر بمن گفت : تو جوان عاقل و مورد اعتماد ما هستى و وحى را از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم گرفته‌اى بيا و قرآن را جمع كن . جواب دادم : بخدا قسم اگر جابجا كردن كوه را به من واگذار كنيد برايم راحت‌تر است ازجمع كردن قرآن . شما مىخواهيد كارى را كه رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم انجام نداد ، انجام دهيد . اما ابوبكر آنقدر اصرار كرد تا قبول كردم . آنگاه مشغول شده و قرآن را از روى تكه كاغذها و چوبها و استخوانها و يا از حفظ و سينه‌هاى مردم جمع نمود . تا آنجا كه دو آيه از سوره توبه را نزد خزيمه انصارى يافتم كه هيچكس جز من چنين چيزى پيدا نكرد . آن دو آيه اين بود : ( لقد جاء‌كم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم . . . ) قرآنهائى كه جمع آورى شد در زمان حيات ابوبكر و عمر دست آنها و پس از فوت عمر به دست حفصه دختر عمر سپرده شد .
< فهرس الموضوعات > عمر تحت فشار انصار مجبور شد قرآن را جمع‌آورى كند ! !
< / فهرس الموضوعات > عمر تحت فشار انصار مجبور شد قرآن را جمع‌آورى كند ! !
- تاريخ مدينه منوره ج 2 ص 705 هاورن بن عمر دمشقى . . . از پدر عمر بن محمد روايت مىكند : گروهى از انصار نزد عمر آمده و گفتند : ما مىخواهيم قرآن را در يك نسخه ( به يك گونه ) جمع‌آورى كنيم . عمر جواب داد : شما فصاحت نداريد . و من دوست ندارم در قرآن لهجه و غير فصيح باشد . بالاخره عمر اجازه نداد آنها قرآن را جمع كنند . يعقوب بن اسحاق حضرى . . . از معقل بن معاويه روايت مىكند : عمر مىگفت : كسى جز جوانان قريش و ثقيف حق ندارد قرآن را املاء كند .
( چنانچه انصار تصميم به جمع‌آورى قرآن نمىگرفتند ، عمر مجبور نمىشد قرآن را جمع كند ، زيرا در آنصورت نمىتوانست هر گونه دخل و نصرفى در قرآن بنمايد . ) < فهرس الموضوعات > عمر قرآن را جمع كرد . . . اما آنرا چنان پنهان كرد كه جز خودش و دخترش حفصه كسى آنرا نديد ! !
< / فهرس الموضوعات > عمر قرآن را جمع كرد . . . اما آنرا چنان پنهان كرد كه جز خودش و دخترش حفصه كسى آنرا نديد ! !
- صحيح بخارى ج 6 ص 98 موسى بن اسماعيل . . . از زيد بن ثابت روايت مىكند : در جنگ يمامه عده زيادى كشته شدند . ابوبكر مىگويد : عمر نزد من آمد و گفت : جنگ يمامه شعله‌ور شده و عده زيادى از مردم كشته

1210

نام کتاب : الفاروق ( فارسي ) نویسنده : مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة    جلد : 1  صفحه : 1210
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست