نام کتاب : احوال وآثار محمد بن جرير طبرى ( فارسي ) نویسنده : علي أكبر شهابي جلد : 1 صفحه : 31
بآلايشهاى مادى و پليديهاى طبيعى باشد بمعقولات نزديكتر مىشود و براى درك آنها مهياتر ميگردد . و هر چند فرو رفتگيش در امور مادى زيادتر باشد و تن و قواى جسمانيش آلوده بناخوشيها و پليديهاى طبيعى و روح و عقلش آلوده بناخوشيهاى معنوى و هوى و هوس و آز و آلودگيهاى ديگر باشد از معقولات و امور معنوى دور تر مىافتد . آن كس كه فراغ خاطر و صفاى روح و پاكيزگى جسم داشته باشد بدان مقام ميرسد كه حقايق بىپرده برو مكشوف و مشكلات و معضلات بىوساطت اسباب و علل مادى بوى اشراق و الهام ميشوند . در نتيجه آن فرد شاخص و يگانهاى كه صفاى روح و سلامت عقلش از همه بيشتر است يعنى مولاى متقيان و سرور پرهيزكاران حضرت على عليه السلام بدان درجه ميرسد كه ميگويد و حق ميگويد : * ( لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا ) * ( اگر پردههائى كه ميان ما و حقايق فاصله است از ميان برود بر علم و يقين من چيزى افزوده نخواهد شد ) . بارى از موضوع دور نيفتيم ، اميد است از همين فشرده و خلاصهاى كه ذكر شد طالبان حقيقت و دانش را بهره و سودى حاصل گردد و راه رسيدن به مقصود و هم آهنگ كردن تن و روح خود را با علوم و فنون بر آنان آشكار و نمايان گردد . اينك برگرديم بشرح حال و رفتار طبرى كه از همين راه بدان درجهء علمى و زهد و تقوى رسيد كه شمهاى از آن بيان و پارهء ديگر بيان مىشود . عبد العزيز پسر محمد طبرى گفته است : « ابو جعفر ، ظاهرى ظريف و نظيف و باطنى پاكيزه و مصفى داشت . در معاشرت داراى خلق و خوئى نيكو بود و همواره از حال جميع اصحاب و معاشرانش جويا ميشد » در خوراك و پوشاك و رفتار و گفتار داراى ادب نيك و پسنديده بود . با همگى دوستان و يارانش با روئى گشاده و چهرهء متبسم سخن ميگفت و گاهى با نيكوترين وجهى با آنان به شوخى و مزاح ميپرداخت و لطائف و ظرائف ذوقى و ادبى ميگفت . بسا اتفاق مىافتاد كه ميوهاى براى او هديه مىآوردند و او سخنان بسيار در بارهء آن ميوه ميگفت كه از هيچيك از مسائل علمى و فقهى خارج نبود . »
31
نام کتاب : احوال وآثار محمد بن جرير طبرى ( فارسي ) نویسنده : علي أكبر شهابي جلد : 1 صفحه : 31