نام کتاب : يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) نویسنده : مرتضى مطهري جلد : 1 صفحه : 63
خلاصهء مطلب از نمرهء 2 تا اينجا : بشر و مخصوصاً بشرامروز و بالاخص بشر اروپايى براى آزادى ارزش و احترام فوق العاده اى قائل است و جايگاه مقدسى به او داده است و حتى آن را لايق پرستش مىداند و هركس كه مىخواهد براى خود ارزشى قائل شود خود را حامى و طرفدار آزادى مىداند . آيا چنين است ؟ . جواب : از يك ديدگاه نه و از ديدگاه ديگر بلى . اگر ارزش واقعى آزادى را درنظر بگيريم ، نسبت به ساير عوامل سعادت ، آزادى ارزش درجه اول را ندارد ، زيرا آزادى عامل منفى سعادت است و ارزش عوامل مثبت از قبيل فرهنگ و تعليم و تربيت و حتى ثروت و ساير عوامل مادى و معنوى كه تأثير اثباتى دارند [ بيشتر است ] همچنانكه براى يك گل وجود خاك و آب و هوا و نور و حرارت و باغبان و غيره بالاتر است از ارزش نبود سد و مانع براى پيشرفت و ريشه دوانيدن و ترقى و تجلى كردن . هر دو ضرورت دارد ولى يكى ضرورت اثباتى و ديگرى ضرورت نفيى . اما از ديدگاه ديگر آزادى ارزش درجه اول را دارد ، و آن ديدگاه كميابى است . چنان كه مىدانيم كميابى يك چيز خود عامل بالارفتن ارزش است . بشر اين موهبت را هميشه كمتر از هر موهبت ديگر دارا بوده است . بشر هميشه در برابر خود موانعى و سدهايى از افراد نوع خود براى تجلى و ترقى فكر و عمل خود مىديده است . زيانها و مانعهايى كه بشر از ناحيهء همنوعان خود ديده است بيش از زيانها و آزارهايى است كه از ناحيهء طوفانها و زلزله ها و وباها و غيره داشته است . معنى اينكه انسان فساد در ارض مىكند همين است كه ديگران از ناحيه او مصونيت جانى و مالى ندارند و لهذا فرشتگان از آغاز امر ناليدند كه « أَتَجْعَلُ فيها من يُفْسِدُ فيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ » . فرشتگان متوجه آزار افراد اين نوع به همنوعان خود شدند . بحثى پيش مىآيد و آن اينكه چارهء اين درد چيست ؟ [ آيا ] از اول
63
نام کتاب : يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) نویسنده : مرتضى مطهري جلد : 1 صفحه : 63