نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي جلد : 1 صفحه : 501
إسم الكتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 639)
اجمالاً حلاّج به تصوّف شدّت وحدّت داد ، و مذهب تصوّف با ادّعاى خدايى را توأماً رواج داد . عطّار درباره او مىگويد : ذات حق بود و نبد منصور خود * تا كه مىگفتى انا الحق تا ابد ( 1 ) سنايى از منصور و انا الحق گفتن او چنين عذر خواسته : ذرّه كز آفتاب پرنور است * گر انا الشمس گفت معذور است و از عطار نقل شده و گذشت كه گفته : منم اللّه خود در خود بديدم * به خود گفتم كلام و خود شنيدم منم اللّه در عين كمالم * منم اللّه در عين وصالم مى گويند به منصور گفتند : تو كه مىگويى خدا هستى ، پس نماز براى كه خوانى ؟ در جواب گفت : ما خود قدر خود را خود دانيم ، و اين از كلماتى است كه مفهوم ندارد . ( 2 ) و شبسترى عذر آورده و گفته است : روا باشد انا الحق از درختى * چرا نبود روا از نيكبختى و شاه نعمة اللّه ولى گفته : منم آن رند عاشق مصلوب * كه انا الحق زنم همى بر حق و نيز گفته : ليس فى الدار غيره ديّار ، و شرح آن در بحث وحدت وجود گذشت . در اينجا بد نيست داستانى را كه اخيراً اتفاق افتاده و يكى از دوستان اهل علم و مورد وثوق كه خود به دستور آية اللّه مرحوم حاج سيد روح اللّه خاتمى امام جمعه سابق يزد در جريان كار بوده و براى نگارنده نقل كرده بياورم . ايشان مىگفت : استاد دانشگاهى در يزد علناً اظهار مىكرد كه من درويش گنابادى نعمت اللهى هستم ، و از عرفا پيروى مىكنم نه فقهاء ، در كلاس در مقابل شاگردان اظهارات كفرآميزى داشته ، و گفته بوده كه من در وحدت وجود سخن
1 - خيراتيه 2 / 55 . 2 - شطح صوفيانه انا الحق حسين حلاّج در واقع همان مفهوم و معنى عبارت ( اهم بر هماسمى ) يعنى « من بر هما هستم » فقيران و عارفان هندو را مىرساند . « آداب طريقت و خدايابى » ص 4 .
501
نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي جلد : 1 صفحه : 501