نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي جلد : 1 صفحه : 427
غيظ بر قوم خود بود ، يا آنكه مغموم و غصّه دار بود . و در دنباله آن مىفرمايد : لو لا أن تداركه نعمة من ربّه لنبذ بالعراء و هو مذموم . فاجتبيه ربّه فجعله من الصالحين . ( 1 ) « اگر درنيافته بود او را نعمتى از پروردگارش هر آينه افكنده مىشد به بيابان در حالى كه مذمّت شده بود ، پس او را برگزيد پروردگارش و او را از صالحان قرار داد . » مرحوم علاّمه طباطبايى در تفسير الميزان مىفرمايد : اگر كسى بگويد بين اين آيه و آيه 145 سوره صافات كه مىفرمايد : فلو لا أنّه كان من المسبّحين للبث في بطنه إلى يوم يبعثون . تنافى وجود دارد ، زيرا مدلول آن آيه ماندن يونس در شكم ماهى است تا روز قيامت ، و مدلول اين آيه افتادن با مذمت در بيابان است ، و اين دو با هم تنافى دارند . جواب مىدهيم كه : دو آيه از دو مقتضى جدا حكايت مىكنند ، كه هر كدام داراى اثر خاصى است ، آيه سوره صافات تسبيح يونس را در تمام ايام زندگانى بيان مىكند قبل و بعد از ابتلاء او ، و جمله « كان من المسبّحين » دلالت بر اين مطلب دارد ، كه اگر اين امر نبود تا روز قيامت در شكم ماهى باقى مىماند ، و آيه سوره قلم دلالت بر آن دارد كه نعمت يعنى قبول توبه شامل حال او شد ، و مذمت شده به بيابان افكنده نشد . پس مجموع دو آيه دلالت مىكند كه اقتضاء رفتن غضبناك يونس از ميان قوم خود ماندن در شكم ماهى بود تا روز قيامت ، لكن دوام تسبيح او قبل از ابتلاء و بعد از آن اين امر را منتفى كرد ، و بنا شد در بيابان افكنده شود ، و مقتضاى كار او آن بود كه مذمّت شده در بيابان افكنده شود ، لكن شمول نعمت پروردگار مانع اين امر شد ، بنابراين غير مذموم به بيابان افكنده شد ، بلكه خداوند او را برگزيد و از صالحان قرار
1 - سوره قلم ، آيه 49 - 50 .
427
نام کتاب : نقدى بر مثنوى ( فارسي ) نویسنده : سيد جواد المدرسي جلد : 1 صفحه : 427