نام کتاب : شرح فصوص الحكم نویسنده : خواجه محمد پارسا جلد : 1 صفحه : 93
في العموم : و بخرق العادة يقابل اليمين اليمين و يظهر الانتكاس . * شرح يعنى وقت باشد كه محل منظور فيه آن صورت در وى سرنگون [1] نمايد ، و اين در آب باشد يا در جسم صقيل كه بر [2] روى زمين نهاده باشد و وقت باشد كه در محل ، يمين يمين نمايد و يسار يسار ، بى [3] تغيير بخلاف عادت . امّا غالب آن بود كه ، يمين يسار نمايد و يسار يمين . بعضى از شارحان بر آنند كه ، يمين [4] و يسار درآينه به اعتبار جهت مرئى و رائى است ، كه چون جهت توجّه وجه [5] ، از هر يك در تقابل وجهين مختلف است هر آينه يمين يسار باشد [6] و يسار يمين . امّا به اعتبار تقابل فقط بلا اعتبار جهت ، يمين هر يك متقابل [7] يمين ، و يسار مقابل يسار آن عكس بود . نمىبينى [8] كه اگر انگشت [9] بر روى راست نهى و در آينه نظر كنى ، و ترا يقين بود كه انگشت بر روى [10] نهاده اى و آن كه در آينه مىنمايد به حقيقت عكس [11] تو است ، اما توهّم [12] مىكنى - از آن روى كه در آينه مىنمايد - كه انگشت بر روى چپ [13] است ، و در واقع چنان نيست . و بعضى گفتهاند كه ، يمين در مقابل يمين و يسار در مقابل يسار ، در حضرت خيال و مثال ، و در حضرت سرّ و روح و خفا [14] است كه هر صورت در آن حضرات [15] چنانچه آنست توان ديد ، كه در مراتب روحانيت جهات نيست . و مراد شيخ [16] تمثيل معقول به محسوس است ، نه تمثيل محسوس به معقول .
[1] س : سر تكان . [2] س : بروى . [3] د ، س : « بىتغيير » ندارد . [4] د ، س : « و » ندارد . [5] د : و چه از هر يك . [6] س : نمايد . [7] د ، س : مقابل . [8] س : نبينى . [9] س : انگشتى . د : انگشت بر لب . [10] د ، س : بر روى راست . [11] د ، س : عكس روى . [12] س : توفهم . [13] س : نهاده است . د : چيست . [14] د ، س ، و : خفى است . [15] د ، س : حضرت . [16] د ، س : شيخ قدس اللَّه سرّه .
93
نام کتاب : شرح فصوص الحكم نویسنده : خواجه محمد پارسا جلد : 1 صفحه : 93