responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : شرح فصوص الحكم نویسنده : حسين بن حسن خوارزمي    جلد : 1  صفحه : 56


قابليّت و استعداد نيست ، و سرّ در اين مشيّت و حصر آنست كه حق - سبحانه و تعالى - ذات و كمالات ذاتيه را ، كه مسمّى است به اسماء و مظاهرش ، مشاهده مىكرد در ذات خود به ذات خود در عين اوّليت و باطنيتش ، بر وجهى كه مندرج بود بعضى در بعضى ديگر . پس خواست كه مشاهده كند در حضرت آخريت و ظاهريتش بر نهج مشاهده اول ، تا مطابق بود اوّل و آخر و باطن و ظاهر ، و راجع شود هر يكى به اصل خود .
لكونه متصفا بالوجود ، و يظهر به سرّه اليه ، ) * يعنى : حاصر بودن اين كون جامع كه اوست جميع امر را ، از براى متصف بودن اوست به وجود ، چه او از حيثيّت ذات خود معدوم است ، و به وجود حق موجود . و از اين روى قابل است كه ظاهر گردد جميع اسرار وجود در وى .
پس به اتّصاف آدم به وجود و قابليّت مذكوره حاصر جميع امر اسماء و صفات و خصوصياتش گشت ، و از روى حاصريت او ظاهر مىشود به دو سرّ حق مر حق را . و مراد از سرّ حق عين حق و كمالات ذاتيه اوست كه غيب الغيوب است . كما قيل :
« و ليس وراء عبادان قرية » ، لا جرم در مخاطبت او گويد :
< شعر > اى كه در ظاهر مظاهر آشكارا كرده [ اى ] سرّ پنهان هويّت را هويدا كرده [ اى ] < / شعر > پس حاصل معنى متن آنست كه حق - سبحانه و تعالى - خواست كه مشاهده كند عين خويش و كمالات ذاتيهء خود را ، كه غيب مطلق بود ، در شهادت مطلقه انسانيه در آينهء انسانى كامل . بيت :
< شعر > حق چو اسرار ذات خود بشناخت عشق با حسن خويشتن مىباخت خواست كز علم سوى عين آيد از دل اهل درد آينه ساخت شاهد روى پوش حجلهء غيب پردهء كبريا ز روى انداخت < / شعر > فانّ رؤية الشيء نفسه بنفسه ما هي مثل رؤيته نفسه في أمر آخر يكون له كالمرآة ، فانّه يظهر له نفسه في صورة يعطيها المحل المنظور فيه مما لم يكن يظهر له من غير [7] وجود هذا المحل و لا تجليّه له .
در اين كلام ايماست به سؤال مقدر كه حق - سبحانه و تعالى - پيش از ايجاد عالم انسانى مشاهده ذات و كمالات خود مىكرد . كما قال امير المؤمنين [ على ]



[7] پا : في غير .

56

نام کتاب : شرح فصوص الحكم نویسنده : حسين بن حسن خوارزمي    جلد : 1  صفحه : 56
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست