مختار ، فهرست روزنامهء روزگار بود ، حضرت شيخ به ذكر تاريخ قيام نمود . بيت : < شعر > چون بشارت ز دوست بود درست [22] ساعت آن ساعت است و روز آن روز < / شعر > و لهذا به ذكر مكان اين رؤيا نيز اشتغال نمود ، و قال رضى الله عنه : « بمحروسة دمشق ، و بيده صلَّى الله عليه و على آله و سلَّم كتاب ، فقال لي : هذا « كتاب فصوص الحكم ، خذه و اخرج به الى النّاس ينتفعون به ، فقلت : السمع و الطاعة لله و لرسوله و أولى الأمر منّا [23] كما امرنا . » يعنى : محلّ رؤيت حبيب و اذن او به افشاى اسرار عشق ، محروسهء دمشق بود كه به نسبت با صاحب رؤيا بهترين أقاليم عالم است . سايلى از سيّاح عاشق و مسافر صادق پرسيد ، بيت : < شعر > كز ممالك كدامى بهترست گفت آن جايى كه در وى دلبرست < / شعر > پس در اين رؤيا چنان ديدم كه : در دست رسول - عليه السّلام - كتابى بود ، در مخاطبهء من فرمود كه : اين كتاب فصوص الحكم است ، بگير و به سوى مردم [ 5 - ر ] بيرون آز ، تا ارباب قابليّت و استعداد بدان انتفاع يابند . گفتم : گوشوار استماع در گوش كنم ، و طيلسان اطاعت بر دوش افكنم ، و به حكم قضيهء مرضيهء « أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ » [24] فرمان خداى را انقياد كنم ، و در متابعت امر رسول كمر اطاعت بر ميان جان بندم كه اطاعت ربّ الأرباب و خليفهء او ، كه قطب الاقطاب است ، از مواجب و لوازم است ، و خلفا و اقطاب ديگر ، كه اولو الامرند ، در باطن ، و حاكم حقيقى در ولايت جان ايشانند ، فرمان بردارى كنم ، و سلاطين و ملوك را كه خلفاى خليفهء حقيقىاند ، در ظاهر مطيع باشم كه امر جهان مطاع واجب الاتباع حضرت رسالت را استماع نمودهام كه مىفرمايد : « إذا وليتم أميرا فأطيعوه و لو كان عبدا حبشيا » . يقين مىدانم كه اين همه فرمان بردارى به حقيقت طاعت خدا است گاه در مقام جمعش و گاه در مقام تفصيل و اكمل مظاهرش . و در قول شيخ كه فرمود : كتاب در دست رسول بود ، اشارت است بدان كه اسرار و حكم مودعه در اين كتاب از آن قبيل است كه در دست تصرّف رسول و در
[22] قا : چون بشارت ز دولت بدوت . [23] پا : منكم . [24] س 4 ى 59 .