< فهرس الموضوعات > تعريف حكمت < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > مراد از « كلم » در قول ابن عربى < / فهرس الموضوعات > و بى هيچ شبهه و ريب ، بعد از حمد حضرت عالم الشهادة و الغيب مر ذات خود را به ذات خويش ، آن حضرت را هيچ حمدى سزاوارتر از حمد انسان كامل مكمّل ، كه متمكن مقام خلافت عظمى باشد نيست ، چه اين حمد همان ثناى حق است مر ذات خود را ، از آن وجه كه انسان كامل آينهء جمال نماى آن حضرت است . آرى ، < شعر > اصل تويى من چه كسم آينه اى در كف تو هر چه نمايى بشوم ، آينهء ممتحنم < / شعر > چون شمه اى از حدايق حقايق حمد و ثنا به مشام جانت رسيد ، اكنون جرعه اى از جام معرفت حكمت الهيه به كام دل بايد چشيد . بدان كه حكمت ادراك حقايق أشياء است و اوصاف و احكام آن ، بر آن وجهى كه است و عمل به مقتضاى آن ، و لهذا حكمت منقسم مىشود به علمى و عملى . و مراد از « كلم » در اين اعيان انبياء است عليهم السّلام ، به قرينهء اضافت « قلوب » به « كلم » . و گاه از « كلم » أرواح كامله كمّل اراده كرده مىشود . كما قال تعالى : « إِلَيْه يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه » [4] . يعنى واسطه ارتقاى أرواح طيّبه به مراقى اعلى و رابطهء اعتلاى او به مدارج اقصى ، عمل [ 1 - پ ] صالح است كه قسمى است از حكمت . و حضرت مولوى در مثنوى معنوى بدين اشارت كرد آن جا كه فرمود ، شعر : < شعر > حكمت دنيى فزايد ظنّ و شك حكمت دينى بود فوق فلك < / شعر > و ما در شرح مثنوى - ديباچهء دفتر ثالث - اين معنى مولوى را كه مىگويد : « الحكم جنود الله تعالى في أرضه يقوى لها أرواح المريدين » [ آوردهايم ، و ] به تحقيق اقسام حكمت موشّح ساختهايم و مقدّمه [ اى ] در آن باب پرداخته ، طالبان حقايق و اسرار را از آن موضع مطارح انظار بايد ساخت [5] . و در قرآن مجيد و فرقان حميد در مواضع متعدده عيسى را - عليه السلام - كه يكى از كمّل است ، كلمه خوانده ، و خود همه موجودات كلمات اللَّهاند ، چنان كه در آيهء كريمه
[4] س 35 ى 10 . [5] قا : در اينجا پراكنده است باينقرا : « و ما در شرح مثنوى . . . المريدين ، به تحقيق اقسام حكمت و توضيح مطارح انظار بايد ساخت و در قرآن مجيد و فرقان حميد در مواضع متعدده عيسى را عليه السلام حكم الهيه موشح ساختهايم و مقدمه در آن باب . . . إلخ » .