موافق مشرب يكى است از رسل و انبيا . و قدم اين ولى در سير ممالك قدم و قطع مسالك طريق امم بر جادهء آن نبى باشد كه اين ولى را با او مشرب موافق و خلق و صفت مطابق بود ، چه به حكم حديث جابر ، جان هر ولى از نفس روح هر نبى است . پس بعضى وارث إبراهيم باشند و بعضى وارث موسى ، و بعضى وارث عيسى ، و بعضى وارث حضرت مصطفى صلوات الله عليهم أجمعين ، چنان كه سلطان المحقّقين ابو عبد الرحمن السّلمى [64] در تفسير * ( وَلَقَدْ أَخَذَ الله مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَبَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً » [65] گفته است : ايشان طايفه اىاند كه در وقايع و ضرورات و مصايب و بليّات ساير طوايف را رجوع به سوى ايشان باشد . و از حضرت خواجه عليه الصّلاة و السّلام نقل مىكند كه گفت : در امّت من هميشه چهل كس بر خلق إبراهيم باشند [66] و اين چهل كس بدلااند ، و هفت كس بر خلق موسى باشند و ايشان اوتادنند ، و سه كس بر خلق عيسى باشند و ايشان خلفااند ، و يك كس بر خلق من [67] باشد و او قطب باشد . پس ايشان به اندازهء مراتب خويش سادات ديناند و سلاطين ممالك يقين ، كه به بركت ايشان باران از آسمان آيد و بلا از روى زمين برخيزد ، و مردم به واسطهء ايشان رزق يابند . و صاحب فصوص آورده است كه : سيّد الطائفة سلطان بايزيد بسطامى قدّس سرّه نمله اى را كشته بود بدست خويش گرفت و نفس بر او انداخت و زنده ساخت . و بدين معلوم شد كه عيسوى المشهد [68] و وارث علم او بوده است . و امام عين القضاة همدانى تصريح مىكند كه : مرا مشرب عيسى است ، كه ابو سعيد به نفس وى بمرد ، و محمود فقيه زنده گشت . و تفصيل قصّه در زبده مسطور است . پس در هر عهدى قطب الاقطاب وارث خلق احمدى و مظهر ولايت محمدى [69] است . و در حديث آمده است كه : حضرت الهى به فيض فضل نامتناهى ملَّت اسلام را در هر صد سال به يكى از اولياء حضرت ذو الجلال نصرت دهد . و در حديث ديگر مىفرمايد : « لا يزال طائفة من امّتى ظاهرين على خلق الى أن تقوم الساعة » . پس ازين احاديث مستفاد مىشود كه تا اوان نزول عيسى ، بلكه تا قيام
[64] پا : ابو عبد اللَّه السلمي . [65] س 5 ى 12 . [66] پا : باشد . [67] پا : محمد رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و عليهم أجمعين . [68] پا : عيسوى . [69] پا : محمد .