< فهرس الموضوعات > 6 . فص حكمة حقية في كلمة اسحاقية < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > دليل اختصاص اين حكمت به اسحاق ( ع ) < / فهرس الموضوعات > [ 6 ] فص حكمة حقية في كلمة اسحاقية چون بعد از مرتبهء عالم أرواح مجرّده عالم مثال است كه مسمّى است به خيال ، و آن منقسم به مطلق و مقيّد ، و اوّل كسى كه به زيور خلعت صفات ثبوتيه - كه روح عالم مثال است - آراسته [ 100 - ر ] شد إبراهيم بود عليه السّلام - لا جرم شيخ - قدّس الله سرّه - عالم مثال مقيّد را در كلمه اسحاقيه ذكر كرد از براى مراعات ترتيب در بيان مراتب . از آن جهت در اينجا ذكر عالم مثال مقيد كرد كه عبارت است از خيال انسانى ، و متعرض به مطلق نشد كه اين خيال مقيد مثال و انموذج عالم مثال مطلق است . و اين هر احدى را حاصل است . پس هر كس به ملاحظه اين مقيّد راه به مطلق تواند برد ، و از ادراك كيفيّات فرع اطلاع بر اصل حاصل تواند كرد . و چون اسحاق رؤياى إبراهيم را - عليه السّلام - حق ديد و گفت ، « يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ الله من الصَّابِرِينَ » [1] . يعنى : اى پدر دلنواز آن چه را در خواب ديده اى محقّق ساز ، و به ذبح من پرداز كه بعون عنايت ربّانى و تأييد هدايت سبحانى شايد كه مرا به زيور صبر آراسته يا بى ، شيخ - قدّس الله سرّه - حكمت اسحاق را به حقيه نسبت كرد . < شعر > فداء نبى ذبح ذبح لقربان و أين ثؤاج الكبش من نوس انسان < / شعر > همزهء استفهام از براى تعجب و تعجيب از اوّل بيت محذوف است تقديرا « فداء نبى » است . چنان كه مىگويى : « هذا قدرى عندك » ، و مراد « ا هذا » است . « ذبح » به فتح ذال مصدر است ، و به كسرش اسم آن چه كشته مىشود از براى قربان . و « ثؤاج » صوت غنم است . و « نوس » تذبذب و اضطراب و آواز كردن در حال