خويش استقرار يابند . لاختلاف الوجوه . يعنى : بيرون مىآيد از زمين بار ديگر هر يكى از شما بر صورتى كه اقتضاى آن مىكند هيأت غالبه بر نفس او در حالت انتقال بسوى باطن ارض ، از براى اختلاف وجوه و هيأتى كه نفس بدان مستحق صورتى گردد از واهب صور ، يا از براى اختلاف وجوه حق و اسماء مقتضيه احياء و اماته و اعاده را در نشأت اخراويه . * ( من الْكافِرِينَ » الذين « اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ » يعنى : مگذار در روى زمين از كافران كه ستر مىكنند به وجودات خود وجود حق را ، و به صفات خود صفات او را ، و به افعال خويش افعال او را . و * ( جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ في آذانِهِمْ ) * و اصابع خويش در آذان مىكنند ، يعنى قبول نمىكنند كلام و دعوت انبيا را . طلبا للستر . از براى طلبيدن قوم از نوح - عليه السّلام - ستر وجودات و افناى ذوات خويش را در وجود و ذات حق تا باقى گردند به بقاى ابدى . لأنه دعاهم ليغفر لهم و الغفر الستر . از براى آن كه طلب ستر كردند دعا به مغفرت كرد . و « غفر » در لغت ستر است . * ( دَيَّاراً ) * أحدا حتى تعم المنفعة كما عمت الدعوة . تتمه آيت است . يعنى مگذار هيچ احدى را در ديارش . و ديار او انانيت و وجود اوست تا منفعت شامل باشد انواع كافران را ، كه ساتر وجه حق و وجود اويند به وجود و وجوه خويش ، تا هر يكى را نصيبى باشد ، و هيچ احدى از منفعت محروم نشود چنان كه دعوت بر همه شامل بود . « إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ » أي تدعهم و تتركهم « يُضِلُّوا عِبادَكَ » أي يحيروهم فيخرجوهم من العبودية الى ما فيهم من أسرار الربوبية . يعنى : اگر ايشان را بگذارى بر آن حالى كه دارند ، گمراه گردانند بندگان ترا ، و حيران سازند در ظهورات تو ، و بيرون آرند ايشان را از مقام عبوديت به اظهار اسرار ربوبيت بر آن نهجى كه نفوس ايشان را لايح شده است . پس ظاهر شوند به انانيت و به