responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : شرح فصوص الحكم نویسنده : حسين بن حسن خوارزمي    جلد : 1  صفحه : 194


< فهرس الموضوعات > در تحقيق يافتن حركت دوريّه و ارتباط آن با قطب < / فهرس الموضوعات > < فهرس الموضوعات > در اينكه صاحب حركت مستقيمه حق را در مظاهر نمى بيند < / فهرس الموضوعات > وجود ، و چون وجود دورى است حركت نيز دوريّه واقع مىشود .
و حركت دوريّه صورت نمىبندد مگر گرد قطبى كه مدار وجود بر آنست . پس حاير زايل نمىگردد ، و بر حركت دوريّه منفك نمىشود از قطب ، از براى استفاضه از قطب حقيقى دايما ، و توجه او به سوى اين قطب سرمدا . چون ملايكه مهيّمه كه حيران جمال مطلق الهىاند . بيت :
< شعر > با درد غم عشق تو درمان نشناسم حيران تو گشتم ، سر و سامان نشناسم جان دل من سوختهء آتش عشق است من سوخته دل روضهء رضوان نشناسم < / شعر > و صاحب الطريق المستطيل مائل خارج عن المقصود طالب ما هو [ 70 - ر ] فيه صاحب خيال اليه غايته : فله من و إلى و ما بينهما . و صاحب الحركة الدورية لا بدء له فيلزمه « من » و لا غاية فتحكم عليه « الى » .
يعنى : صاحب حركت مستقيمه خارج است از طريق حق و مايل از مقصودش ، از آن كه حق را در مظاهر مشاهده نمىكند ، و گمان مىبرد كه مطلوب او خارج است از اين مظاهر . پس حركت مىكند به حركت مستقيمه ، تا به مطلوب برسد ، و حال آن كه مقصود با اوست و او خبردار نى . چون بصر بصيرت او بگشايد ، و مطلوب را هم در خويش مشاهده كند ، يابد و گويد بيت :
< شعر > روزت بستودم و نمىدانستم شب با تو غنودم و نمىدانستم اى دوست ترا ازين و آن مىجستم خود جمله تو بودم و نمىدانستم < / شعر > و اين متحرك آن چه را با اوست و در نفس اوست ، خارج از موجودات مىطلبد . پس او صاحب خيال و توهّم است از آن كه به اعتبار تجرّد حق از مظاهر ، نسبتى در ميان او و عالم نيست . كما قال تعالى : « وَيُحَذِّرُكُمُ الله نَفْسَه وَالله رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ) * * ( لا تُدْرِكُه الأَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصارَ » [49] . لا جرم ممكن نيست ادراك او مگر در مظاهر ، و غايت و مقصود او را بازگشت به سوى خيال است . پس او را بدايت و نهايت نيست ، چه او مشاهدهء حق مىكند در جميع مظاهر روحانيه و جسمانيه ، هم در دنيا و هم در آخرت . و مظاهر را نهايت نيست ، پس شهود او را نيز نهايت نباشد . لا جرم لازم نيايد بر وى « من » و حكم نكند بر وى « الى » مشاهد اين حال بيش سفر نكند كه :
« لا هجرة بعد الفتح » ، خود از اين خلوتخانه سفر نتواند كرد كه : « فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ » [50] .



[49] س 6 ى 30 ، 103 .
[50] س 81 ى 26 .

194

نام کتاب : شرح فصوص الحكم نویسنده : حسين بن حسن خوارزمي    جلد : 1  صفحه : 194
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست