responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : شرح فصوص الحكم نویسنده : حسين بن حسن خوارزمي    جلد : 1  صفحه : 154


و بخرق العادة يقابل اليمين اليمين و يظهر الانتكاس .
يعنى به طريق خرق عادت گاهى يمين مقابل يمين مىنمايد ، و صورت منتكس ظاهر مىشود . چنان كه در حالت وقوف بر كنار آب مشاهده مىافتد .
و تحقيق اينست كه در مرآت نيز يمين مقابل يمين است ، چنان كه اگر انگشت بر رخسارهء راست نهى ، در آيينه نيز در رخساره [ اى ] كه مقابل يمين تست ، ظاهر گردد . پس آن از رخساره مرئى در حقيقت يمين اوست ، امّا به اعتبار جهت مرئى و رائى ، يمين شمال و شمال يمين مىنمايد . آرى ، شعر : [ 51 - پ ] < شعر > إذا النفس ذاقت جرعة من شمولها فلم تدر سكرا عن يمين شمالها بدار دست ز ريشم كه باده اى خوردم ز بىخودى سر و ريش و سبيل گم كردم ز پيشگاه و ز درگاه نيستم آگاه به پيشگاه خرابات روى آوردم چه طرفه گر نشناسم يمين خود ز شمال از آن شمول كه از دست يار خود خوردم < / شعر > و هذا كله من أعطيات حقيقة الحضرة المتجلَّى فيها التي أنزلناها منزلة المرايا .
يعنى : همهء اين مشاهدات از اعطيات حقيقت حضرت متجلَّى فيها است كه ما آن را به منزلهء مرايا داشته‌ايم .
و حاصل كلام در اين مقام آنست كه انسان صورت خود را در هر حقيقت كه مىبيند ، آن حضرت صورت را خصوصيتى اعطا مىكند كه صورت را در غير آن حضرت ، آن خصوصيت نيست . پس اگر انسان در حضرات متعدده چون حضرت خيال و قلب و روح صور متنوعه مىبيند ، بايد كه توهم نكند كه آن صور غير اوست ، چنان كه در مراياى متعدده صور متنوعه مىبيند ، و مىداند كه اين صور غير او نيست . ناظر متيقّظ محقّق و صاحب بصيرت مدقّق از اينجا به مشاهده حق و ملاحظهء جمال مطلق در مراياى متعدده عالم به صور متنوعه راه تواند برد . آرى بيت :
< شعر > در هر آيينه ، روى ديگرگون مىنمايد جمال او هر دم گه در آيد به كسوت حوّا گه بر آيد به صورت آدم < / شعر > فمن عرف استعداده عرف قبوله ، و ما كل من عرف قبوله يعرف استعداده الا بعد القبول ، و ان كان يعرفه مجملا .
پس هر كه صورت استعداد خويش و آن چه بحسب هر وقت اعطا مىكند ، بشناسد صورت تقبل اين استعداد را نيز داند ، از آن كه علم به علَّت شيء « من حيث هي

154

نام کتاب : شرح فصوص الحكم نویسنده : حسين بن حسن خوارزمي    جلد : 1  صفحه : 154
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست