إسم الكتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 617)
حاصل بود بر آن وجه جمله بمثابت يكقضيه بود مثالش اگر گويند جسم ذو نفس حساس متحرك بارادت منتقل است بنقل اقدام بر آن وجه كه وضع يك قدم و رفع ديگر قدم مىكند اين جمله يك قضيه بود و حيوان ماشى است در معنى همان بود و اما در متصلات اگر قضايا بسيار در جانب مقدم افتد جمله با تالى يك قضيه بود چنانك گوئى اگر زيد را تب لازم است و سعال يابس و وجع ناخس و ضيق نفس و نبض منشاريست پس او را ذات الجنب است و اما اگر قضايا بسيار در جانب تالى افتد قضيه متكثر شود بعدد آن قضايا چنانك گوئى اگر زيد را ذات الجنب است پس تب لازم دارد و سعال يابس و نبض منشارى و ضيق نفس و وجع ناخس و اين پنج قضيه است چه هر يكى بانفراد قابل تصديق و تكذيب مىتواند بود و در اين صورت بايد كه آن قضايا بجمله دال بر يك مفهوم نباشد چه اگر دال بر يك مفهوم باشد قضيه در حقيقت متكثر نشود مثالش گوئيم اگر ماده بى امتداد جسمى متقوم نيست پس امتداد هم حال در محل است و هم مقوم آن محل چه حاصل تالى آنست كه پس امتداد صورت است و اين تركيب بتقييدى نزديك است و در منفصلات هم بدين نمط اعتبار بايد كرد مثلا اگر گوئيم يا آفتاب طالع است و روى زمين روشن يا شب موجود است و ستارگان پيدا بمعنى چهار منفصله بود چه قضاياى مقدم و تالى متباينند و اگر