responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 66


مجرد بود چنانك گفته آمد و گاه بود كه در صيغت اسمى بود چون زيد هو بصير يا فعلى ناقص كه آن را كلمه وجودى خوانند چنانك زيد كان بصيرا يا يوجد بصيرا اما آنچه دال بر رابطه بود هميشه بمعنى ادات بود چه دلالت او در اجزاء قضيه است نه بر سبيل استقلال و چون محكوم به كلمه بود رابطه در او مندرج بود چه كلمه بذات خويش متعلق است باسم چنانك گفته آمده است و محكوم عليه نشايد كه كلمه بود هم به اين سبب اما محكوم به از هر دو صنف شايد و هر قضيه كه مؤلف از دو لفظ مفرد بود و رابطه در او متميز نبود در لفظ آن را ثنايى خوانند و آنچه رابط او لفظى بود ممتاز از لفظ محكوم عليه و محكوم به ثلاثى خوانند و مكان رابطه در وى بطبع نزديك محكوم به باشد متقدم بر او چنانك در مثال تازى گفتيم يا متاخر از او چنانك در مثال پارسى گفتيم .
و ما در اين فصل چند لفظ كه معانى آن به يكديگر نزديك است استعمال كرديم چون قول جازم و اخبار در خبر و حكم و قضيه و مراد در همه يكى است الا آنك اين الفاظ را باعتبارات مختلف بر آن مراد اطلاق كنند پس از آن روى كه قول مشتمل بر تصديقى باشد متعلق باحد طرفى النقيض بر سبيل بت و قطع آن را قول جازم خوانند و از آن روى كه اعلام غير را بشايد اخبار و از آن روى كه مستلزم صدق يا كذب بود لذاته خبر و از آن روى كه مشتمل بر ربط دو معنى بود بر يكديگر با ازالت توهم ربط حكم و از آن روى كه اقتضاء جزم كنند باثباتى يا نفيى پرداخته و گذارده قضيه .
و ببايد دانست كه در هر قضيه موضع تعلق صدق و كذب يكى بيش نتواند بود كه يك خبر يا راست بود يا دروغ و نشايد كه هم راست و هم دروغ بود كه جمع متقابلين باشد و نشايد كه نه راست و نه دروغ بود كه خبر نبوده باشد و نشايد كه بعضى راست بود و بعضى دروغ كه يك خبر نبوده باشد و آن موضع موضع ربط است و ربط چنانك گفتيم ميان

66

نام کتاب : أساس الإقتباس ( فارسي ) نویسنده : خواجه نصير الدين الطوسي    جلد : 1  صفحه : 66
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست